كوه و دره مىرسد . آنجا هم يك كوهى را شكافتهاند و به سطح زمين رساندهاند . خيلى زحمت اين راه را كشيدهاند . خلاصه رسيديم به گارشهر ، ترن ايستاد ، مهماندار عرض كرد كه بايد جانشين دوندكف كرسكف بيايد توى راه ، آنوقت باهم برويم به گار ، ايستاديم ، جانشين آمد توى ترن دست داديم جانشين آدم بسيار خوبى است ، مرد قد بلندى ، ريش جوگندمى دارد ، وسط ريشش را مىتراشد ، شصت و سه سال دارد ، بسيار بسيار آدم خوش صحبت خوبى بود ، باهم آمديم پائين ، دم گار جمعيت زيادى بود ، اول يك فوج ايستاده بودند ، آنها را ديدم و از جلو آنها گذشتم ، احوالپرسى ما را جانشين به سربازها رساند ، آنها هم جواب بلندى دادند ، بعد آمديم درب اطاق بيگلربيگى شهر ، مونىسىپاليتى « 91 » شهر تمام حاضر بودند نان نمكى آوردند حضور و بعد بلافاصله از اطاق گار بيرون آمده با جانشين نشستيم توى كالسكه ، شلكنف هم براى مترجمى آمد نشست .
همين كه توى كالسكه نشستيم كه بلافاصله حركت كرديم مثل فشنگ كه دربكند ما هم همينطور رفتيم ، دو موشك هم عقب ما انداختند و رفتيم ، امين السلطان ، عزيز السلطان و ساير هم از عقب ما آمدند ، سه فوج سرباز و سالدات اينطرف و آنطرف كوچه صف كشيده بودند ، بچههاى معلمخانه ايستاده بودند ، جانشين از طرف ما بلند از آنها « 92 » احوالپرسى مىكرد ، آنها هم جواب بلند مىدادند ، خلاصه از پل كر گذشته رسيديم به عمارت ، به قدرى جمعيت زن و مرد و غيره توى كوچه ايستاده بودند و صداى هورا بود كه به آسمان رفته ، معركهاى بود . درب عمارت پياده شده از پله بالا رفته داخل طالارهاى بزرگ شديم توى طالارها صاحبمنصبهاى بزرگ تفليس از نظام و اهل قلم و غيره صف كشيده بودند ، تمام آنها را معرفى كرد ، سه نفر قونسول هم از اين قرار بودند كه آنها را هم جانشين معرفى كرد : قونسول عثمانى ، قونسول فرانسه ، قونسول آلمان ، بعد به اطاق راحت خودمان آمديم . شهر تفليس خيلى آبادتر از آن دفعه شده است . بناهاى عالى از دولتى و غيردولتى از نو ساختهاند ، قدرى در اطاق راحت شديم ، نماز خوانديم ، قدرى در باغ جلو اطاق خودمان كه باغ كوچكى است گردش كرديم بعد عزيز السلطان آمد عرض كرد يك باغ خوبى اينطرف است ، گورخر ، ارقالى دارد ، برويد آنجا گردش كنيد ، خيلى خوشوقت گرديدم و دو ليره هم به عزيز السلطان دادم ، رفتم توى آن باغ ، بسيار باغ عالى خوبى است . يك گورخر داشت ديدم ، يك ارقالى و بز ديدم ، چيز غريب ارقالى
هامش
( 91 ) .municipalite- هيئت مأمورين بلديه ( فرهنگ نفيسى ) .
( 92 ) . اصل : از آنها از آنها