تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر سوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
خراب مىكند دولت روس ناچار است كه راه شوسته بسازد . اين است كه اين راه شوسته است ، بعضى جاها هم تعمير دارد كه مشغول تعمير هستند و در راه سنگ و شن ريخته بودند ، به اين واسطه كالسكه گاهى تند و گاهى يواش مىرفت تا رسيديم به چاپارخانه سوخوفونتاقا ، آنجا نهار خورديم . اينجاها كه اسب عوض مىكنيم و نهار مىخوريم تمام دهات معتبر است كه جاى مخصوص براى اسب عوض كردن دارند ، تمام رعيت اينجاها هم ارمنى است مگر اين آختا كه از روس رعيت مخصوص آوردند ، ارس هستند . نهار تمام شد و باز به طرف معمول سوار شديم در يله‌نف‌كا كه اين يله‌نف‌كا در كنار درياچه گوكچه « 83 » است اسب عوض كرديم و باز به طرز معمول سوار شده رانديم ، يك اسب هم در سمه‌نف‌كا عوض كرده رانديم براى دليجان . در سمه‌نف‌كا يكساعت به غروب داشتيم رانديم و نيم ساعت از شب رفته رسيديم به دليجان كه منزل امشب است . از نهارگاه كه سوار شديم ، ابر تيره شد و باران خيلى آمد ، گاهى ساكت و گاهى تند مىآمد ، اما تا ورود به منزل باران داشتيم . راه امروز را تمام سربالا آمديم ، از چاپارخانه اول كه ايل يار بود هوا خيلى ييلاق و سرد شد ، در اطراف جاده كوه‌هاى بزرگ و كوچك تشكيل مىشد كه تمام پر از برف بود ، بخصوص سمت دست چپ كه تپه‌ها « 84 » برآمدگى « 85 » پيدا مىكرد و پر از برف و تكه‌هاى بزرگ برف بود . اغلب تپه‌هاى كوچك و بزرگ توى صحرا ديده مىشد كه سر تپه‌ها سنگلاخ بود و دور تپه‌ها سبز و بىسنگ بود ، تمام اين صحراها سبز بود ، اغلب گل‌هاى نسترن قرمز وحشى كه در كوه‌هاى ما پيدا مىشود اينجا بود ، خيلى زياد از اين گل‌هاست ، اما تازه برگ كرده بود ، بسيار صحراى باصفاى خوبى بود ، الى منزل گلهاى غريب و عجيب بودند كه در هيچ جا نديده بودم ، خيلى تعريف دارد ، در اين استاسينها « 86 » ، دخترهاى روسى گلها را دسته كرده بطور تعارف به روى ما مىريختند ، بسيار گلهاى خوب داشت از جمله گل زردى داشت كه بسيار عطر ملايم خوب داشت كه اين جنس گل هيچ جا نديده بودم . از يل‌نف‌كا كه گذشتيم كشيش و رهبان كه در جزيره وسط اين دريا معبدى براى خود ساخته . د [ ر ] اين جزيره كوهى است سبز و خرم نزديك به ساحل تا ساحل هم
هامش
( 83 ) . اصل : كوچه ( 84 ) . اصل : تپه‌هاى ( 85 ) . اصل : برآمده‌گى ( 86 ) . اصل : اشتاسين‌ها .