آنجا ييلاق مىكنند ، از دولو كه نهار خورده گذشتيم يك رودخانه گلآلود بزرگى پيدا شد اسمش ودىچاى است ، يك محال خيلى بزرگى را اين رودخانه ودى [ 73 ] آب مىدهد كه اسم اين محال ودىباسار است و معنى ودىباسار اين است كه رودخانه ودى اين محال را آب مىدهد ، اين رودخانه از طرف كوههاى دست راست كه معروف به ارىجه است مىآيد ، اين كوهها برف زياد دارد ، طورى كه حالا كه اواخر ثور است برفش تكان نخورده و مثل اين است كه تازه برف آمده است . بعد از ده يووا گذشتيم كه ده بزرگى و تمام سكنهاش ارمنى است ، بعد به بلوك قمرلو رسيديم ، آب اين بلوكها از كوه اغداغ مىآيد ، عباسقلى خان ايروانى پسر محبعلى خان كه او پسر محمد قليخان است و آن پسر حسينقليخان سردار است و حسينقليخان پسر ميز محمد خان زيادلوى قاجارلو كه در وقت آقا محمد خان اينجا حاكم و معتبر بودند در جزء مستقبلين آمده بود ديده شد ، در قمرلو هم صاحب ملك است .
اغلب اين دهات ارمنى و مسلمان زياد داشت اما ارمنى زيادتر داشت . از محال كرين باسار گذشتيم . يك رودخانه مىآيد اسمش كرين باسار است و اين محال را آب مىدهد ، از كرين باسار رسيديم به اقحمزهلى كه اينجا بايد اسبها عوض مىشد ، عوض نشد و رانديم براى ايروان .
از قبراق الى ايروان تمام ده بود ، روى ده كه جاى خالى نداشت به قدر شانزده فرسنگ ده بود تمام اينها بواسطهء رودخانههاى زياد است كه به زمين مىنشيند به اين جهت آباد است . يكساعت و نيم به غروب مانده رسيديم به شهر ايروان ، مردم خيلى استقبال آمده بودند و قال مقال مىكردند . يك پناه خانى است ايروانى ، مرد كوتاه قد كلفتى سنش چهل و شش هفت سال مىشود ، خيلى در ايروان معتبر است ، سوار ايروان را به استقبال آورده بود ، يك بيرقى هم آورده بود كه بيدق ايران بود ، قدرى با خان صحبت كرديم اطلاعات داد ، وارد شهر شديم .
شهر ايروان توى دره واقع شده است ، اينجا گل اقاقيا ديديم كه اوايلش است در آن بلوكات ديروز كه مىآمديم گل سنجد زيادى بود كه توى آن كالسكه و فضا را معطر [ 74 ] كرده بود . ميانه دولو قمرلو ايلات كردك رعيت روس نشستهاند كه اسم اينها برد كانلو است كه در ترنكندى و عزيزانلو و غورعمر و بورالان مىنشينند ، مىگفتند هزار خانه هستند اما من كه از رئيس آنها پرسيدم گفت ما پانصد خانه داريم . در اينجاها كه نوشتيم قشلاق مىكنند و در ييلاقشان كه اكريجه واقع در كنار رودخانه قرهسو كه از
روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر سوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 110
مساهمون: ناصر الدين شاه قاجار
ص١١٠