تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر سوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
آفتاب بود و از باران ديشب خيلى باصفا شده بود ، اما من سرما خورده بودم استخوانهاى پهلويم و گردنم درد مىكرد از بيرون رعيت‌ها جمع شده بودند يا على مىكشيدند و داد مىزدند ، عرض داشتند ، اين رعيتها كركرى هستند ، دهى هست در كركر كه اسمش قشلاق است ، اين عرض‌چيها قشلاق مىنشينند ، از دست قلى خان سرتيپ‌شان كه نوه حاجى خانم است شكايت داشتند ، به اميرنظام حكم شد به عرض‌شان رسيدگى كند ، بعد رخت پوشيده بيرون آمديم سوار كالسكه شده رانديم ، مرد كه تمام صحرا را زراعت كرده حاصل كاشته است ، بيشتر زراعت هم لگدمال شد ، اما تمام صحرا زراعت است ، به قد يك وجب هم از زمين بلند است و سبز است . رانديم تا رسيدم به اول دره ، دره خيلى تنگ است ، اول دره سوار اسب شديم ، راه كالسكه را هم ساخته‌اند ، كالسكه مىرود اما تعريفى ندارد ، همين‌طور سواره رانديم ، اول دره ، طرفين كوههاى سخت بلند دارد ، كوه طرف دست راست اسمش كچيل است ، اينطرف كوه كه به دره نگاه مىكند سختان است ، پشت كوه آنطرف كه مىروى همه نرمان است و كوه خوبى است ، كچيل اسم يك چشمه‌ايست درين كوه كه نادرشاه در سر اين چشمه منزل كرده است ، كوه دست چپ اسمش دوان است گاهى سوار كالسكه مىشديم گاهى سوار اسب مىشديم اما همه‌جا كالسكه مىرود ، آسيابهائى كه در سفر اوّل هم ديده بودم طرفين دره باز همان آسياب‌ها را ديدم ، رانديم تا كم‌كم دره تمام شد و وارد [ 66 ] جلگهء كركر شديم ، حاجى بيك آمد ، يك كبك نر بزرگى زده بود آورد مىگفت اين كوه تكه بز دارد و كبك درى هم دارد ، خلاصه به جلگه كه رسيديم سوار اسب شدم ، نهار نخورده بودم ، رانديم طرف دست راست يك تپه‌اى بود كه مشرف بود به كركر و دهات و ارس و خاك روس و غيره ، رفتيم بالاى تپه آفتاب‌گردان زدند افتاديم به نهار ، جلو ما ده كركر و ليوارجان كه هردو چسبيده بودند به هم ، خيلى خوب دهات معتبرى بود ، حاجى خانم در ليوارجان مىنشيند ، بالاى سر ليوارجان يك كوه بسيار بلند برف‌دارى است ، كوه خيلى خوبى است ، همه جاى كوه نرمان است و زراعت ديم مىكنند ، كوه ماليدهء بسيار خوبى است ، اگر آدم فرصت داشت جا ديگر از اينجا براى گردش بهتر نبود ، زير اين كوه يك ده معتبرى هست اسمش قشلاق است ، يك ده ديگر هم هست ارسى است ، همه اين دهات خيلى معتبر است ، هركدام چهارصد خانه ، پانصد خانه جمعيت دارد . اينجا كه ما نهار افتاديم ارس پيدا بود ، آنطرف ارس كه خاك روس است پشت كركر و ليوارجان كوه برف‌دار بزرگ بلندى پيدا بود ، اسم كوه قاپان است ، كوهش به قد البرز