تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
مردم مجبورا بايد بخورند ، بعد از آن به قاضىيورت ، بعد از طوايفى كه مىنشينند از تيرهء چچن طايفه نوبردى و خوش‌گلدى ، از آنجا به ده گرزل ، از آنجا از رود آقسو عبور شد . كالسكه را به آب زدند ، آبش بدرنگ و گل‌آلود است . از آقسو به آن طرف تيرهء كوميك مىنشينند كه جزء چچن است . بعد از رود سمان‌سو عبور شد كه واقعا آبش بسيار بد است . بعد از رود يارقسو عبور شد ، آبش خيلى است اما بدرنگ بد ، كالسكه را به آب زدند ، به قاصديورت كه منزل است رسيديم ، چچنها سرنا و دهل را مثل طوايف اكراد ساوجبلاغ مكرى و چاردولى « * » و غيره مىزدند . امشب باران زيادى آمد ، بعد از ساعتى ايستاد . [ 369 ] از قاصديورت بايد رفت به بندر پطروفسكى ، صبح زود برخاسته سوار كالسكه‌ها شده رانديم . صحراها قدرى خشك و گرم است ، دست راست منتهى به تپه‌ها مىشود به فاصلهء كم دست چپ جلگه است خيلى كه رانديم ، از گالى سرازير شده ، از يك رودخانه گذشتيم كه آبش نه زياد است ، نه كم و اينجا سرحد مملكت و حكومت ترك است با داغستان ، آن طرف رودخانهء قلعه [ اى ] روسها ساخته‌اند ، سالدات سوار ساخلو هميشه اينجا هست . بعد از رودخانه ديگرى گذشتيم اينجاها دست راست به كوههاى سخت و دره‌هاى پروحشت مهيب داغستان منتهى مىشود . اينجا هم ساخلو و قلعه دارند روسها ، قدرى كه رفتم از رودخانه خيلى بزرگ كه به قدر ارس آب دارد از روى يك جسر طولانى گذشتم ، رسيديم به آبادى چپريورت ، اينجا آبادى خوب و عمارت خوب و سربازخانه‌ها و قراولخانه و افواج و سواره ساخلو زياد و صاحب‌منصب زياد از هر جور هست . كنيازمليكوف كه اصلش گرجى و حالا حاكم داغستان است با همهء صاحب‌منصبهاى قلمى و نظامى و غيره حاضر بودند . افواج صف كشيده ايستاده بودند ، موزيك زدند .
هامش
* اصل : 4 دولى