تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
مىشود ، دو شمعدان بزرگ آنجا هست با شمعهاى كلفت و انجيل و غيره . ايستاديم و اين مكان را در مملكت روسيه خيلى مقدس و محترم مىشمارند ، فى الحقيقه هم همينطور است ، امپراطور الكساندر گذشته از اينكه پادشاه بزرگى بوده است و با ناپلئون و فرانسه و عثمانى و غيره جنگهاى زياد كرده است و دو دفعه با سلاطين اروپا معا داخل پاريس شده است ، مردى بوده مقدس و خداترس و بعد از اتمام جنگ فرانسه و ناپلئون از شدت خستگى آمده بود در اين شهر انزوا گرفته عبادت مىكرد ، در همين جا ناخوش شده فوت شد ، در سن 48 سالگى ، اطاقهاى ديگر هم داشت ، مثل خوابگاه امپراطريس زنش و غيره ، به همان حالتها مانده است . بعد آمديم بيرون ، بلندى بود كه درياى آزوف پيدا بود ، اما آبش به علت كمى عمق ، بسيار بدرنگ است ، در ايام جنگ سباستوپول « * » كشتيهاى كوچك انگليس و فرانسه از دهنهء تنگهء كرچ كه قلعهء محكمى بوده است گذشته داخل اين دريا شده شهر تغان‌روگ را بمباران « * » كرده يعنى خمپاره زده خيلى خرابى رسانده بودند به اين شهر ، شهر چندان بزرگ نيست و وضع كوچه‌ها و دكاكين و غيره شبيه به ساير شهرهاى روس است . قدرى اين شهر در بلندى واقع شده است ، حمل غله و گندم زياد از اين شهر به ممالك خارجه مىكنند و تجارت عمده‌ايست اين همه گندم و جو كه در روسيه مىكارند ، از مصرف خودشان خيلى زيادتر است ، كشتى كشتى از اين شهر و شهر رستف « * » حمل به درياى سياه شده به اروپ و غيره مىرود . شهر رستف هم در كنار رود دون واقع است كه به همين درياى آزوف مىريزد و از اين شهر دهنهء رودخانهء دون [ 360 ] كه به دريا مىريزد
هامش
* اصل : سواستاپول * اصل : بوم‌بارد * اصل : رستوو
روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 250 | ناصر الدين شاه قاجار / فاطمه قاضيها