سواى [ آن ] صبحى بود كه سوار شديم ، باز پلهاى آهنى معتبر روى اين شعبه بسته بودند ، خيلى رانديم تا به اسكله رسيديم ، سوار كالسكه شده رفتيم منزل .
شب را به تماشاخانه رفتيم ، قبل از تماشاخانه از همين توى عمارات و تالارها رفتيم و از دالانهاى بسيار دراز قشنگ خوب گذشتم ، بعد پلهء زيادى خورده رفتيم پايين به باغ مخصوص امپراطور كه در آن طرف ميدان محاذى باغ عامه است ، اما در اين باغ هميشه بسته است ، هيچ كس اذن گردش ندارد ، مگر خود امپراطور و خانوادهء سلطنت . گرمخانه و نارنجستان خوب دارد ، درختها و گلهاى عجيب خوب دارد باغ هم اگرچه كوچك است ، اما خيلى قشنگ و پست و بلند است ، سبز ، خرم ، گلهاى خوب ، خيابانهاى پيچاپيچ ، درياچهء كوچكى دارد ، چادر قشنگى زده بودند ، با فرش و ميز و اسباب چيده .
عمارت آرشيدوك آلبرت سپهسالار اطريش هم چسبيده به اين باغ و عمارت امپراطور است . يك ديوارى فاصله دارد .
خلاصه باران مىآمد ، از باغ درآمده سوار كالسكه شده رفتم تماشاخانه ، امشب بازى و رقص اجنه و پرىها بود ، بسيار بسيار خوب ، تماشا دادند و رقصيدند و ساز خوب زدند ، بعد از اتمام مراجعت شد به منزل . [ 346 ]
روز جمعه 11 [ رجب ] :
ديروز آليوت وزير مختار و ايلچى كبير انگليس به حضور آمد و امروز هم قبل از گردش سعد الله بيك ايلچى كبير عثمانى به حضور آمد ، بسيار شبيه است به وزير فوايد ايران ، حسنعلى خان .
خلاصه بعد از ناهار سوار كالسكه شده رفتيم به راهآهن كالمبرق ، از شهر گذشته به آباديهاى آخر شهر كه رسيديم يك ترن مخصوص ديديم كه هيچ شباهتى به كالسكه بخار و ترنهاى سفرى نداشت ، لوكوموتيو كوچكى داشت و چند واگون سبك به زمين