تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
شهر امپراطور حاليه بخشيده است به اهل شهر ، از ماليات شهر ، باغ و عمارت عالى و غيره ساخته‌اند ، براى گردشگاه مردم عمومى كه همه روزه از صبح الى نصف شب آنجا مردم مىگردند ، رسيديم به كنار باغ ، پياده شده داخل شديم ، زن و مرد زيادى بودند ، جمع شدند ، گردش زيادى كرديم ، درياچه دارد ، خيابان زياد ، اما باغش كم‌عرض است ، طولش هم آن‌قدر نيست ، فوارهء خوبى دارد ، از سنگ ساخته‌اند كه از چهار طرف از هر طرفى به قدر لولهء آفتابه آب سرد صاف گوارا مىريزد ، زنى ايستاده است ، استكانهاى بلور چيده به مردم آب مىدهد . رفتيم تا به تالار و عمارت كه در حقيقت قهوه‌خانه اين باغ است ، در وسط تالار بسيار وسيع پرزينت بلند سقفى است ، خيلى عالى ، چهلچراغها و غيره آويزان ، اين تالار درش بسته است ، مگر گاهى كه موزيك بزنند يا مجلس بال و رقص بدهند و غيره ، اما جنبين اين تالار دو اطاق بزرگى است ، در يكى مردم صندلى گذاشته مىنشينند ، قهوه ، چاى ، آبجو و غيره مىخورند ، در ديگرى انواع اقسام آبهاى معدنى اطريش و فرانسه و آلمان را در شيشه‌ها ريخته آورده‌اند ، در زير آن اطاق [ 349 ] جاى خنكى گذاشته‌اند ، مردم هر صبح آمده از آن آبهاى معدنى زياد خورده و براى معالجه در باغ راه مىروند ، بعد از گردش باغ و عمارت و غيره آمديم منزل . امروز صبح رئيس مجلس وزراى امپراطور حضور آمد ، مرد پير با بنيه‌ايست اسمش . . . « * »

روز شنبه 12 [ رجب ] :

صبح برخاستيم ، قبل از ناهار رفتيم منزل امپراطور كه در همين عمارت است ، از خيلى اطاقها گذشتم . بعد به دالانى رسيديم ، از آنجا دوازده پله خورده بالا رفتم ، باز
هامش
* اسم رئيس مجلس درج نشده است و جمله همينجا تمام شده است .
روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 235 | ناصر الدين شاه قاجار / فاطمه قاضيها