تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
شارل « * » تمرر پادشاه بورگون فرانسه بود ، در جنگ مرات 1476 مسيحى اين الماس را گم كرده مىگويند كه يك دهاتى اين الماس را پيدا كرد به يك قران فروخت ، دست به دست به خزانه ميدليس فلورانس رسيد ، از او به مارى ترز پادشاه نمسه رسيد ، به تاج سلطنتش نصب كرد . خلاصه چيزهاى نفيس خوب ديده شد ، معاودت كرديم . در يكى از اطاقها يك ساعت بزرگ مجلسى است كه پرنس دوهس به مارىترز پادشاه نمسه و فرانسواى اول شوهر مارى ترز پيشكش كرده بود گذاشته شده است . صنعت خيلى خوبى در اين ساعت به كار برده‌اند ، كوك كه مىكنند با تأنى تمام از يك طرف مارى ترز با لباس سلطنتى بيرون آمده با دو نفر پيشخدمت كه تاج سلطنتى در دست دارند و از طرف ديگر فرانسواى اول شوهر ملكه مىآيد ، با يك نفر پيشخدمت كه تاج او را در دست دارد ، كم‌كم اينها به هم نزديك مىشوند . بعد شيطان از آسمان بالاى سر اينها مىآيد كه مىخواهد اينها را بدبخت كند ، يك ملائكه از بالا آمده با شمشير شيطان را مىكشد و دور مىكند ، خودش هم مىرود . بعد يك ملائكه ديگرى پيدا مىشود ، قلمى در دست دارد و به خط جلّى مىنويسد مارى ترز و فرانسوا زنده باشند و كم‌كم مىرود . بعد همان خط هم مفقود مىشود ، پيشخدمتها زانو زمين زده تاج را عرضه مىدارند . دو ملك ديگر هم باز آمده تاجى از برگ مورد و زيتون بر سر پادشاه و شوهرش مىگذارند بعد كم‌كم بازپس رفته پيشخدمتها برمىخيزند و از نظر غايب مىشوند ، بسيار خوب ساخته شده است ، صد سال بيشتر است كه ساخته‌اند . در ساعت 5 بعد از ظهر امپراطور آمد ، همراه رفتم به تالارى بزرگ كه ميز شام چيده بودند نشستيم . دست چپ ما امپراطور نشست و دست راست ما شاهزاده آرشيدوك
هامش
* اصل : شرل