تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
عمارت موزهء بسيار عالى مشغول هستند ، در وينه مىسازند ، دو سال ديگر تمام خواهد شد ، خيال دارند كه همهء پرده‌هاى بلودر و اسباب موزه اين عمارت و ساير جاها هرچه هست ببرند آنجا به ترتيب بچينند . خلاصه سوار كالسكه شده ، الى محل اكسپوزيسيون سابق كه حالا گردشهاى عامه آنجا مىشود ، شبيه به بادبولون پاريس است ، رفتيم . عبور مرور كم بود آن هيجانى كه در پاريس هست ، هرگز اينجاها نيست . بعد از قدرى گردش برگشتيم به منزل ، شب را باز به تماشاخانه رفتيم باز خيلى تماشاهاى خوب دادند .

روز دوشنبه 7 [ رجب ] :

صبح حكيم طولوزون ، نظر آقا ، نريمان خان از پاريس آمده بودند . طولوزون ديده شد . بعد از ناهار اشخاص مفصله به حضور آمدند . اول كنت زالوسكى كه وزير مختار اطريش در دربار تهران تازه مقرر شده است ، نامهء امپراطور اطريش را در خانهء خود امپراطور بدست ما داد ، چيز عجيب تاريخى است . بعد از آن بارون ارتزى مستشار مخصوص امپراطور و قائم مقام وزارت خارجه نمسه ، بعد از آن كنت بيلاند وزير جنگ ، براى اسلحه و غيره خيلى صحبت شد ، بعد از آن بارون هوفمان وزير ماليه . بعد از آن موسيو نوويكوف ايلچى كبير روس مقيم وينه [ 337 ] ، بعد كنت دوبلگراد كه رئيس بانك بزرگ است براى صحبت راه‌آهن احضار شده بود ، حرف زده شد ، آمد و رفت اينها خيلى طول كشيد ، بعد از آن قدرى استراحت كرده سوار كالسكه شده به حمام رفتم . راه دورى بود ، حمامش خوب بود ، اما قدرى كهنگى داشت ، شست‌وشو شد بعد آمديم بيرون ، رفتيم منزل . قصر شاهزاده برادر امپراطور كه در سالزبورغ شام خورديم اسمش كلسهايم است . اسم گنبدى كه از اكسپوزيسيون سابق در وينه مانده است و خراب نشده است لارتن است .
روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 221 | ناصر الدين شاه قاجار / فاطمه قاضيها