دساووا كه در جنگ زنتا در مجارستان عثمانيها را شكست داده بود ، در ابتداى سنه 1700 مسيحى ، داخل دالان عمارت شديم پياده شديم ، از پلهها بالا رفتيم . داخل تالارها و اطاقها عمارتى است بسيار بزرگ و اطاقهاى زياد و تالارهاى زياد دارد كه شخص گم مىشود . اين عمارت را سلاطين قديم اطريش ساختهاند . هر پادشاهى چيزى زياد كرده است و به هم وصل كرده است اين است كه طولانى و بزرگ شده است .
اسم عمارت پالهدبورق است . اطاقها سفيد و با چوبهاى مطلا زينت دادهاند [ 333 ] و به هر اطاق و تالارى يك رنگ پارچه چسباندهاند يعنى به همان ديوارها ، سقف و هزاره و بعضى حاشيهها « * » همان رنگ سفيد و مطلاى چوبى است و ميز و اسباب صندلى و مبل « * » و غيره هم به رنگ همان پارچه است كه به ديوار چسباندهاند ، اشكال پردهاى كمتر دارد ، اشكال كه از سنگهاى الوان در شهر فلورانس درست كردهاند زياد دارد .
چهارچوب دارد كه از ديوار اطاقها آويزان است . صنعت از اين بهتر و قشنگتر نمىشود ، چيزى است مثل جواهر ، خيلى از اين دارند .
خلاصه امپراطور باز جمعى را در تالار معرفى كرد . بعد اطاقهاى ما را نشان داد و خودش رفت . در همين عمارت منزل دارد . بعد از دقيقه [ اى ] ما رفتيم بازديد امپراطور .
تالار به تالار ، اطاق به اطاق ، تا رسيديم به اطاق مخصوص ، امپراطور استقبال كرد ، نشستيم ، سپهسالار هم بود ، نشست . صحبت زيادى شد ، بعد برخاسته به منزل خود آمديم . شب را خسته بوديم زود خوابيديم . [ 334 ]
هامش
* اصل : هاشيهها
* اصل : موبل