پستى دارد . اين محوطه در دارد ، قراول دارد ، ميدان مربع طولانى است ، در جنبين ميدان در آخر هر طرف باغى است ، خيابانها دارد ، عصرها ، شبها موزيك مىزنند دورش معجر آهن است ، يعنى جزء اين ميدان جلو خان عمارت است و عموم مردم اذن دارند كه از دروازه داخل شده صبحها ، عصرها گردش كنند . عصرها همه زن ، بچه و غيره مىآيند گردش مىكنند ، سگها ، تولههاى گردشكنندگان توى چمنها مىدوند بازى مىكنند ، خالى از تماشا نيست .
روز يكشنبه 6 [ رجب ] :
صبح بعد از ناهار چند شيشه عكس ما را همان عكاس كه آن دفعه در وينه انداخت در مرتبهء بالاى عمارت انداخت ، بعد سوار كالسكه شده رفتيم به عمارت بلودر كه از بناهاى پرنس اوژن دساووآ است ، خيلى راه بود ، رسيديم ، پياده شده رفتم بالا ، دو مرتبه است ، عمارت كهنه قديم است ، پردههاى نقاشى از عمل نقاشان قديم و تازه از هر قسم ، هر جور ، خيلى چيدهاند و به ديوارها نصب است . بسيار بسيار پردههاى خوب دارد .
[ 336 ] جلو اين عمارت هر دو طرف باغ عامه است ، يك طرف حوض و درياچهء بزرگ دارد ، طرف ديگر هم حوض و فواره دارد و باغچههاى سبز گلكارى خوب . اين عمارت قدرى در بلندى ساخته شده است ، شهر در زير نظر عمارت با آن باغ و باغچهها يك منظرهء بسيار خوبى دارد . معاودت ، پياده از باغ جلو عمارت كه سرازيرى است مىرفتيم .
آجودان مخصوص ، باشى ، بودند جمعيت زياد از حد ، از زن و مرد ، بچه جمع شدند . الى عمارت پايين كه در آخر باغ است و موزه است ، اسباب قديم از سنگها و قبور مصرىها و قبور رومىها و چيزهاى ديگر خيلى است . همراهى كردند ، داخل موزه شديم .
ديركتور موزه حاضر بود ، همه چيز را نشان داد ، از اسلحههاى قديم خيلى بود . اين عمارت را هم پرنس اوژن دساووآ ساخته است كه حالا اسباب گذاشتهاند . اما حالا دو