مهيب است ، دو دقيقه هم طول مىكشد تا متجلى شود و به روشنايى برسد .
خلاصه از اين دهات هم عبور مىشود . از پاريس الى سنتژرمن اول باتينيول ، 2 - آنيير ، 3 - كولومب ، 4 - نانتز ، 5 روئل ، 6 - شاتو ، 7 - وزينه ، 8 - لوپك .
ناصر الملك در گار بود ، گار سرش باز است . چون زمين را خيلى گود كردهاند و راهآهن ساختهاند طرفين كوچه [ 318 ] ديوار سنگى بلند و كوچه بسيار خفه و دلتنگ است .
پياده شديم ، [ از ] پله زيادى بالا رفتم تا به سطح زمين رسيديم ، كالسكهها حاضر بود ، سوار شده به مهمانخانه پاويون دهانرى كاتر رفتيم . در زير همين مهمانخانه لوئى 14 پادشاه بزرگ معروف فرانسه را زاييدهاند . مهمانخانه عمارتى است بسيار عالى ، قشنگ ، چشماندازى به شهر و جلگهء پاريس و رودخانهء سن دارد كه به تعريف نمىگنجد . بسيار بسيار باتماشاست .
دو روز است قدرى زكام شدهام و از شدت گرما و دير عوض كردن رخت و عرق كردن زياد بدنم عرق جوش شده ، مىخارد . سينهام هم درد مىكرد ، چندان مزاجى نداشتم ، اما ناهار خورده بعد از ناهار احوالم بهتر شده رفتم به قصر كهنه اينجا كه اسباب قديمه در آنجا گذاشتهاند و موزهء قديم بسيار خوب است . رئيس عمارت و موزه كه اسمش برتراند [ است ] جلو افتاد ، اول در مرتبه پايين عمارت از اسلحههاى قديم عهد قياصره روم و كولواى فرانسهها بود ، مثل شمشيرهاى بزرگ ، زلق ، نيزه كه مخصوص شكافتن سپر بود و تيركمان با اسباب چرخ . اين تيركمان خيلى چيز عجيبى است كه در قديم جاى توپ حالا به كار مىرفته است و مثل توپ به نشانه و قراول رفته ، مىانداختند به مقصد ، تيرهاى خيلى كلفت با پيكانهاى كلفت ، تير را مىگذارند ميان لففه لوله چوبى سر تير به نشانهء ته در زه كلفت بعد اسباب را چرخ داده بهزور اسباب زه كشيده مىشود ، هرقدر بخواهند . بعد اسباب ديگرى است حركت داده تير درمىرود . با كمال تندى و راستى به نشانه مىخورد . چند تير انداختيم ، زلقها را توى حياط به نشانه انداختم ،
روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 193
مساهمون: ناصر الدين شاه قاجار
ص١٩٣