مسافت داشت ، انداختند ، همهء گلولهها به همان مكان مىافتاد و مىتركيد گلولهء توپها خيلى مسافت را مىزد ، تيراندازى زيادى شد ، بعد برگشتم به تماشاى عمارت قديم دولتى . سرايدار باشى اين عمارت كه اسمش بوّير بود جلو افتاد ، همهء اطاقها و تالارها را [ 311 ] گردش كرديم ، خيلى طولانى عمارتى است و بسيار قديم است ، همهء اسبابها از مبل صندلى ، ميز ، پرده ، اشكال ، اسباب و غيره از قديم و تاريخى است ، مثلا در اطاق كوچكى كه متعلق به ناپلئون اول بود همان ميزى كه در روى آن در سلطنت استعفا كرده بود ديده شد ، ميز مدوّر كوچكى است ، يعنى وسط است ، از چوب ، و ميز كج شده ، تاريخ روز و استعفاى ناپلئون را در زير آن روى صفحهء كوچك آهنى كشيدهاند ، باز بلند مىشود و تاريخ پنهان مىشود ، مثلا تختخواب فلان ملكه با اطاق بزك آن بعينها با همان پارچهها و همان حالت گذاشته شده است . سرايدارباشى مىگفت وقتى كه پروسها آمدند همهء اسباب اين عمارت را من جمع كرده در زيرزمينها و جاهاى ديگر پنهان كردم ، چيزى نبردند ، اما بند زنگهاى اخبار يا چيزهاى ديگر كه باز گيرشان افتاده پاره كردند و بردند .
خلاصه همهء عمارت را گشتيم ، گالرى درازى بود ، يعنى عمارت طولانى كه كتابخانه بود و كتب زيادى در پشت آينهها و وسط دالان روى زمين كه آن هم توى حافظهها بود گذاشته بودند ، اما در كتابخانه بسته بود و كتابدار آنجا نبود ، يك زره و شمشيرى ديده شد كه پشت زره سوارخ شده بود و شمشير از زره آويزان بود ، در روى يك چوبى كه پوشانده بودند به او ، و اين كلمات را به زبان فرانسه زير آن نوشته بودند . كه ترجمهاش اين است :
Epee et de Maille dite secrete qui portait le Marquis de Monal deschi assassine par ordre de la reine Christine du suede 1657
اين زره و اين قداره مال ماركى دمونالدچى است كه به حكم ملكه سوئد كريستين كشته