تهران ، بسيار گرم و بد ، تنگ ، كثيف ، بازى نىنيش درآوردند ، بىمزه نبود ، مثل بازيهاى كريم شيرهاى ، زود برگشتم .
هتل دويل پاريس را كه كمونها آتش زده بودند مىسازند . روزى به هتل ديو كه مريضخانه بزرگى است رفتيم ، سيصد چهارصد نفر مريض در آنجا معالجه مىشود ، اما مثل مريضخانه سنت توماس لندن نيست ، پستتر از آنجاست و اين مريضخانه بالمره خراب شده بود ، تازه ساختهاند . رئيس كل مريضخانههاى پاريس كه ميشل مرن است آنجا بود .
بعد از آن به مريضخانه كورها يعنى مدرسهء كورها رفتم ، رئيس آنجا موسيو پراس همه جا را نشان داد ، بسيار مدرسهء خوبى است ، صد و سى نفر كورهاى جوان از زن و مرد آنجا تحصيل مىكنند ، عمدهء صنعت آنها ساز و آواز است كه بعد از تكميل بتوانند نان پيدا كنند . تالارى بود كه آنجا جاى ساز و آواز آنهاست ، جمع شدند ، كمانچه زدند ، خواندند ، پيانو زدند ، بسيار خوب . بعد اطاقها را گشتم ، هر كورى اطاقى دارد ، در هر اطاق يك پيانو بود و اغلب هم صنعت بافتن پشمينه و غيره مثل جوراب ، لباس بچهگانه و غيره مىآموزند . از صنايعشان چند چيزى به يادگار گرفتم ، يك نوع الف ب اختراع كردهاند ، چاپ زدهاند ، كاغذ برجسته مىشود ، عدد حروف برجسته كلمات است ، كور دست روى آنها ماليده هر كتابى باشد مىخواند ، در كمال خوبى .
از فونتنبلو كه آمدم عصرى رفتم حمام ترك ، سرتن شورى . هواى پاريس بسيار گرم شده است ، يعنى گرم خفه كه نمىشود راه رفتن .
هر دم از اين باغ برى مىرسد * تازهتر از تازهترى مىرسد
امروز گفتند ميرزا كريمخان سرتيپ سابق فوج فيروزكوهى به پاريس آمده است .
سپهسالار گفت من اذن داده بودم كه براى معالجه خودش اينجا بيايد .
بچههاى پاريس از طفل شيرخواره الى ده ساله 12 ساله را مادرها و دايههاشان [ 313 ] بسيار بسيار بسيار پاك و تميز و خوب نگاه مىدارند كه مايهء حيرت و تعجب است