عضد الملك ، سياچى و غيره بودند . سپهسالار احوالش خوب نبود ، زود رفت يعنى بعد از يك آكت . اين تماشاخانه بهترين تماشاخانههاى فرنگستان است يعنى در زينت و بنا و خرجى كه به اينجا شده است از پنج كرور تومان متجاوز است . در عهد ناپلئون سوم بنا شده است اما بعد از زوال سلطنت او به اتمام رسيد . هفته [ اى ] سه شب باز است كه تماشا مىدهند ، ليكن گفتند دخلش به خرج كفايت نمىكند . در هفته سه شب ، شبى سه هزار تومان از مردم پول مىگيرند ، مكان و صندليها بسيار گران است زمين راهروها و دالانها و تالار بزرگ براى شب چرهخورى « * » همه از سنگ موزاييك « * » است يعنى خاتمسازى نه خاتم كه از استخوان مىسازند در ايران . سنگهاى رنگبهرنگ را كوچك كوچك به هم وصل كرده نقش مىاندازند فرش زمين مىكنند مثل خاتم استادان ايتاليايى آورده ساختهاند . تالار شبچرهخورى خيلى بزرگ و مزّين و عالى است .
چهلچراغهاى زياد دارد ، آينههاى بزرگ و آينههاى بىجيوه جلو پنجرهها خيلى بلند و عريض و نگاه مىكند به كوچه تازه كه ساختهاند كه راست مىرود به پالهرويال و چراغهاى الكتريسيته الى آخر كوچه از اين منظر پيداست . مثل مشعلهاى نور ، اين كوچه را يك سال است تمام كردهاند . خلاصه كل بناى اين تماشاخانه از سنگ و مرمر است ، پلههاى بسيار خوب دارد ، ستونهاى سنگ خوب ، ما در لژ نزديك به سن نشستيم ، پنج مرتبه است ، جمعيت زياد از حد بود پنج پرده بود ، ما سه پرده را نشستيم ، باله و رقص بسيار بسيار خوب دادند ، البته سيصد نفر دختر به لباسهاى مختلف بسيار قشنگ رقص مىكردند ، يك كشتى بزرگ هم نشان دادند و غرق شد . دزدان اسباب كشتى را غارت كردند ، خيلى تماشا داشت ، به سن رفتم ، پايين تماشا كردم ، به تفصيل ، بعد رفتيم منزل .
هامش
* اصل : شب چهرهخورى
* اصل : موزايق