تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
شد ، خوش‌طعم نيست و باز ميوه‌هاى ديگر مثل چيالك و غيره هست ، اما همهء اين ميوه [ ها ] بسيار گران است ، اغلب هم در گرمخانه عمل مىآيد ، مثلا يك طالبى را دو تومان مىفروشند و همچنين ساير . از همهء چيزهاى پاريس عجيب‌تر و از همهء اشياء و الوان و مردم و حيوانات مختلف اكسپوزسيون و غيره غريب‌تر ، ورود ميرزا عبد الوهاب مستوفى گيلانى است با پسرش به پاريس كه به عزم مكه آمده است ، امروز شنيدم :
سفر مكه كنم تا به خرابات رسم * زانكه سالك رود از راه حقيقت به مجاز
خلاصه روز شنبه 13 صبح بعد از ناهار وليعهد انگليس به ديدن ما آمد ، خيلى صحبت شد ، در هتلى منزل دارد ، چون جاى هتلش تنگ بود از بازديد ما عذرخواهى كرد ، ملينه وزيرمختار فرانسه كه در ايران است قبل ما وارد پاريس شده است ، امروز حضور آمد . جنرال شريرون كه سفر اول ماكلنل بود در آن وقت جزء مهماندارهاى ما بود حضور آمد . ايلچى كبير نمسه كه اسمش كنت وين‌فتن است حضور آمد ، بعد سوار شده قدرى گردش كردم ، الى محلى كه نزديك انواليد گاو و گوساله و خوك و غيره را نشان مىدهند ، يعنى هر قسم از اين حيوانات دستى و خوردنى را از مال هر ولايتى آورده با هم مقابله مىكنند كه كدام بزرگتر و كدام فربه‌تر است و آن كسى كه حيوان فربه‌تر داشته باشد به او مدال طلا يا نقره مىدهند ، اما حقيقتا گاوها ديده شد كه به اين چاقى و فربهى هيچ حيوان ديده نشده است . از چاقى چشم گاوها از حدقه مىخواست بيرون بيايد ، به قدر يك فيل گوشت داشتند . يك نوع گاو عجيبى ديده شد كه رنگشان تيره و بسيار مهيب و فربه اما نه نرند نه ماده ، هيچكدام شاخ درنمىآورند ، گاو بىشاخ هستند بسيار بزرگ ، از مال مملكت اكوس انگليس است [ 302 ] بعد قدرى با كالسكه در بادبولن گردش كرديم ، آمديم حمام . بعد رفتيم منزل . قبل از شام رفتيم تماشاخانه گران‌اپرا كه نزديك منزل است ، پياده رفتم ، سپهسالار ،