تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
آقا محمد على ، مليجك هم بودند ، رو به شمال پاريس رانديم با كالسكه اسبى يك ساعت و نيم راه است ، قدرى بيشترك ، رانديم تا از قلعهء پاريس خارج شديم ، از دهى گذشتيم و همه جا آبادى است و اين سمت كارخانه‌هاى زياد كه از همه ميلهاى بخار دود بلند بود ، از شيشه‌سازى و غيره و غيره تا رسيديم به ده يعنى شهرچه سنت‌دنى كه سى هزار نفر جمعيت دارد و قلعهء مثلثى ساخته‌اند . يك طرف اين شهر را كه [
Couronne
] كرون دسنت‌دنى يعنى تاج سنت‌دنى مىگويند . بعد از سنت‌دنى ، قلعهء بريش ديده مىشود ، از اينجا هم گذشته به ده ديگر رسيديم اسمش . . . « * » از آنجا به آن‌گن رسيديم ، قصبهء بزرگى است ، مهمانخانه‌هاى خوب دارد ، درياچهء بزرگ دارد ، حمام بزرگ آب معدنى گوگردى دارد ، مردم متمول پاريس دور اين درياچه و دور تر توى جنگل و خيابان‌ها ، خانه‌هاى كوچك بزرگ [ 300 ] ييلاقى ساخته‌اند . رئيس روزنامهء فيگارو ، وراميل ژيراردن كه يكى از نويسنده‌هاى معروف پاريس است نزديك درياچه خانه ييلاقى داشته . آب درياچه سبزرنگ و بطور بد بود ، اما گفتند بعد از اين صاف مىشود . قايقهاى زياد خوب در درياچه زياد است ، مردم سوار شده گردش مىكنند ، دور درياچه دو هزار ذرع مىشود ، به شكل طولانى افتاده است . قوى سفيد ، سياه ، دستى در درياچه زياد است . جزيرهء كوچكى در توى درياچه است ، درختهاى زياد دارد ، گرد ، بسيار قشنگ است ، معروف به جزيرهء قوست ، يكى از چشمه [ هاى ] آب گرم گوگردى كه به حمام مىرود از ميان همين درياچه بيرون مىآيد ، لوله آهنى گذاشته‌اند ، آب را به حمام مىبرد ، چشمهء آب گرم از خود حمام هم درمىآيد ، اما حمامش بوى تعفن گوگرد دارد ، حمام وسيعى است كه مردم براى معالجه مىآيند . خلاصه قدرى در اطاق مهمانخانه نشستيم ، آلبالو خورديم ، مردم كم‌كم جمع شدند
هامش
* در متن اصلى جاى اسم ده خالى است .
روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 159 | ناصر الدين شاه قاجار / فاطمه قاضيها