تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
در بين راه جاهاى خوب ديده مىشود ، در گار پطرهوف پايين آمديم . جنرال و آدمهاى مواظب پطرهوف همانها هستند كه در سفر سابق بودند جنرال پيرى است ، هوا خيلى سرد بود اما باد نداشت ، نيمه آفتاب هم بود ، منچيكوف و غيره همه بودند . عضد الملك ، امين السلطان ، امين السلطنه ، حكيم الممالك ، عكاس ، مهدى قلى خان ، آقا محمد على بودند ، باقى ديگر نيامده بودند . رفتم عمارت ، ناهار را گرم آنجا خورديم . در عمارت يك پرده گوبلنس كار فرانسه هست ، صورت پطر است ، در قايق شكسته كه دو نفر ملاح از ترس غش كرده‌اند اما پطر خود سكان را گرفته فرمان مىدهد ، بسيار بسيار خوب پرده‌ايست ، هيچ همچه چيزى نمىشود . خلاصه بعد از ناهار رفتم پايين ، قدرى پياده گشتم ، دم حوض‌ها فواره‌ها ، فوارهء بزرگ كه اسمش سمسون است خراب شده است ، آبش نمىجهيد ، سايرين آبهاشان خوب مىجستند اما ته حوضها خراب بود . آب نمىايستاد ، زمستان خيلى خرابى به هم مىرساند . بعد سوار كالسكه شدم ، تماشاچى ، بچه‌ها و غيره باز خيلى بودند ، تازه درختهاى اينجاها برگ مىكنند ، اگر بيدمشك بنفشه اينجا بود حالا اولش بود . خلاصه من ، سياچى ، امين الملك ، عضد الملك كالسكه نشستيم ، در خيابانها ، لب حوضها و غيره خيلى گشتيم . عصر بلندى باز رفتم گار ، به راه‌آهن نشسته رفتيم منزل . شب را شام نخورده رفتم تماشاخانه اوپراى روس . بعد از چند دقيقه امپراطور ، شاهزاده‌ها و غيره آمدند ، بازى بىمزه طولانى درآوردند ، من شام نخورده بسيار كسل خواب بودم ، در پردهء آخرى از امپراطور وداع كرده رفتم منزل ، سپهسالار هم پيش رفته بود منزل ، من و شاهزاده دوتايى توى كالسكه بوديم . منزل شام خورديم در اينجا به قدر چهارده هزار تومان جواهر خريدم .
روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 105 | ناصر الدين شاه قاجار / فاطمه قاضيها