روز سهشنبه 18 [ جمادى الاول ] :
در مسكو توقف شد ، بعد از ناهار رفتم به موزه پايين عمارت ، سپهسالار ، ملكم ، ناصر الملك ، سايرين ، امين السلطان ، ارسها ، حاكم مسكو ، منچيكوف و غيره بودند ، گردش شد . تاجها و غيره ديده شد . تفصيل اين موزه را در روزنامهء سابق فرنگستان نوشتهام .
محقق مىگفت خواهرزادهء آقا سيد حسن روضهخان را كه سيد لوطى بود در تهران ، اينجا ديدم ، با ميرزا اسد الله خان شارژدافر ايران كه به پطر رفته است رفيق است ، با او آمده است ، لباس ارمنى پوشيده است ، در تهران روضهخوانى و پامنبرى مىكرده است .
اغلب تالارهاى معروف و بزرگ و خوب كرملين را امپراطور نيكلا ساخته است . دور كرملين قلعه دارد و توى قلعه باغ عامه دارد ، اين قلعه را خيلى قديم ساختهاند ، شب را رفتم تماشاخانه ، باله دادند ، يعنى مجلس رقص و تقليد بدون حرف زدن مثل لالبازى يك نفر زن كه رقاص خوبى است كه پنج سال پيش از اين هم كه اينجا آمديم مىرقصيد باز بود ، رقاصى مىكرد . اما بسيار لاغر و بدگل و چهل سال دارد ، معشوقه حاكم است .
بعد از تماشاخانه به خانهء حاكم رفتم ، مجلس بال بود ، يعنى زن و مرد زيادى از معارف شهر و صاحبمنصبان جمع بودند ، يكيك حاكم و يك زن ميانه سن بدگلى كه اسمش كنتس منصورف ، شوهرش در پطر است و دختر عموى حاكم است معرفى مىكردند و اين زن صاحبخانه بود . به او دست داده راه مىرفتم . حاكم زن ندارد ، بعد از نيم ساعت برگشتم منزل خوابم نبرد ، شب را بد خوابيدم . [ 263 ]
[ روز چهارشنبه 19 و 20 جمادى الاول ] :
روز چهارشنبه 19 را هم غروبى شام مسكو خورده رفتم به راهآهن و به سمت پطر .