گذشتيم ، اما از بعضى شب عبور شد كه نديدم . مثل شهر تغانروگ ، روستف « * » ، شهر خركوف را روز عبور كرديم بسيار شهر آباد بزرگى است ، از هر قسم آبادى و ابنيه و مدارس دولتى آراسته است ، و همچنين شهر بلگراد ، « * » بسيار خوب شهرى است ، سر راه بود ، ديده شد ، رودخانه ، آب ، چمن ، آبادى و همچنين شهر كورسك بسيار خوب شهرى است . در مملكت كوبان كه بعد از استوارپول ، پايتخت كوبان اكاتريناودار است ، اما ما نديديم ، و رد شديم جزء حكومت قفقاز سپردهء ميشل برادر امپراطور است . اينجا تماما قزاق مىنشينند . حاكم آنجا جنرال كارمالى كه فرانسه مىدانست و سى و شش فوج قزاق ابو ابجمع دارد و همهء قزاقها كه در قفقاز ديده شد از اينجا مأمور شدهاند .
[ دوشنبه 17 جمادى الاول ] :
خلاصه روز دوشنبه 17 جمادى الاول ، دو ساعت و نيم به غروب مانده وارد مسكو « * » شديم ، چهار فرسنگ به مسكو مانده در استاسيون آخرى كه كالسكهها ايستاد ، هوا تيره و شروع به باران شديد كرد ، قامازوف مترجم خاص امپراطور كه از پطر مأمور شده بود ، اينجا به حضور آمد . ملكم خان « * » ايلچى لندن هم اينجا ديده شد . ملكم بسيار بسيار لاغر و ضعيف شده است .
در ورود به گار دالغوروكى حاكم سابق مسكو كه حال هم حاكم است و سفر پيش ديده بودم آمده بود استقبال ، با همهء صاحبمنصبان و جنرالها ، پايين آمده به همه
هامش
* اصل : روستوو
* اصل : بلگرود
* اصل : مسقو
* ميرزا ملكم خان ناظم الدوله .