تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
هستند ، همه ايستاده بودند . از آن ايرانيهاى بسيار دم سابيده . نظر آقا از پاريس آمده چند روز است اينجا بود ، خلاصه يواش‌يواش آمديم تا داخل كالسكه راه‌آهن شديم . ترن بسيار خوبى است ، بناست شب همين جا بخوابيم ، 6 ساعت از شب رفته راه خواهد افتاد ، خدايا ، خودم و همه را به تو سپردم . همهء ملتزمين هم شب در ترن هستند ، اما تازه وارد شده‌ايم براى تعيين جا . منزل خيلى شلوغ شد ، كالسكه‌ها را باز كرده مىبردند آن طرف مىآوردند ، عوض مىكردند ، به هم مىبستند ، خيلى شلوغ بود و هست . اين شهر تازه بنا شده است ، يعنى بيست و پنج سال است كه شهريت به هم رسانده ، كوچه‌هاى راست وسيع دارد ، اما زمين كوچه‌ها گل است . مدرسه نظامى معتبرى دارند ، بعضى عمارات خوبى از بزرگان و غيره و دولتى هستند ، باقى خانه‌هاى رعيت همه كپرى است ، مثل خانه‌هاى رعيتى مازندران . اين طرف كوه قفقاز در كنار دره‌ها و دامنه‌ها قلعه‌هاى كوچك محكم و بعضى بروج ساخته‌اند كه حالا هم ساخلو دارد ، چون چركس و لزگىها پيش از اين از كوه گذشته ولاد قفقاز را مىچاپيده اسير مىبردند ، حاكم اين شهر به چاپارخانه آخرى استقبال آمده بود ، باز پيش آمده اينجا بود ، فرانسه حرف مىزد اسمش . . . « * » . در گرجستان هم كليساها را دورش را قلعه كشيده و برج ساخته‌اند از قديم چون هميشه از طرف ايران و غيره از عهد امير تيمور و اعراب محل تاخت‌وتاز بوده است . [ 260 ] شام را توى واگون « * » خورديم ، بعد خواستم بخوابم دور واگون پر بود از زن و مرد ، لابد آنقدر تماشا كردم كه راه افتاد ، زنهاى خوشگل داشت ، بعد خوابيدم ، خوابم نبرد ، بد
هامش
* در اصل متن جاى اسم حاكم خالى است . * اصل : واقون
روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 88 | ناصر الدين شاه قاجار / فاطمه قاضيها