تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
به علت ناخوشى و يك پلى [ كه ] در عرض راه مىسازند براى عبور كالسكه ، نيامده است ، حالت عجيبى داريم ، در حقيقت سرگردان هستم ، ول معطل هستم ، امروز پيشخدمتها و غيره هم هيچ پيدا نيستند ، هركس فكر كار خودش است . آدمهاشان را روانه تهران بايد بكنند ، اينجا هم ريخته‌اند ، ماكوئى ، كرد ، آذربايجانى و غيره و غيره ، كار زياد . خلاصه تلگرافخانه در خاك ايران است ، با تهران مخابره شد ، قوللر آقاسى ، نايب ناظر ، شاطرباشى چپه ، برادرش ، صارم الدوله ، جوجه ، فراشباشى ، آقا حسينعلى آبدار ، داداش ، حبيب الله سقا ، ميراخور ، ابراهيم خان ، اشرفى و غيره و غيره همه بايد برگردند ، حبيب ديوانه هم الى تبريز همراه بود ، يك يابو به او دادم ، پول هم به قدر شصت تومان از من گرفته است ، كوه بزرگى برف‌دارى طرف شمال آن طرف ارس پيداست ، گفتند كوه اردوباد است . همين روز منچيكوف رسيد به جلفا ، امين السلطان ، كربل سوار قايق شده ، به زحمت آن طرف رفتند ، باز آمدند ، اين قايقها و اسباب مال زن محمد رضا خان « * » سرتيپ مرحوم گرگرى است كه حالا رحيم خان سرتيپ داماد اوست و در حقيقت حكومت گرگر با اين زن « * » است ، خيلى هم پير است ، اسمش حاجى طيلى خانم [ است ] . خلاصه هوا صبح ابر بود ، باز هم قدرى باريد ، اما ايستاد ، آفتاب شد ، كردها و ماكوئىها را سپهسالار حضور آورد ، بنا شد امروز از آب ارس گذشته آن طرف برويم
هامش
* براى شناخت محمد رضا خان سرتيپ ر . ك . صفحات 461 و 462 همين كتاب دو فرمان از ناصر الدين شاه و ص 503 تصوير محمد رضا خان سرتيپ . * براى شناخت بيشتر حاجيه خانم گرگرى . ر . ك . روزنامهء خاطرات ناصر الدين شاه در سفر سوم فرنگستان ، به كوشش دكتر محمد اسماعيل رضوانى ، فاطمه قاضيها . تهران ، سازمان اسناد ملى ايران . با همكارى مؤسسه خدمات فرهنگى رسا . چاپ دوم ، 1371 ، ص ص 101 - 106 .
روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 51 | ناصر الدين شاه قاجار / فاطمه قاضيها