دارد ، دست چپ آخرش باز به خاك ارسبار مرند مىرسد ، دست راست به محال ديزمار قراجهداغ منتهى مىشود . تا رسيديم به ده شجاع كه سر راه است مقابل شجاع يعنى نزديك ده كوه غريبى است ، مثل دماوند ، مخروطى ، سرتيز بالا رفته است ، كوهى است سنگى اما بسيار قشنگ ، سبز ، دامنهء اطرافش خيلى خوب ، در حقيقت بچه دماوند است ، اما ارتفاعش زياد نيست ، اگر از سطح زمين تا قله هزار ذرع باشد . اما اين كوه معروف است به اوچداغ ، يعنى سه كوه كه اولش همين است كه در دامنه شجاع است .
يك فرسنگ به خط مستقيم كه به طرف دست راست مىرود ، مىرسد به كوهى كه آن هم مخروطى شكل است ، اما ارتفاعش خيلى كمتر از اين است . به غير از آن كوه باز يك فرسنگ به خط مستقيم مىرود به كوه مخروطى ديگر مىرسد كه از اين كوه اولى مخروطى اول شجاع ، خيلى بلندتر و قوىتر است .
خلاصه وارد اردو شديم ، يعنى يك فرسنگ پايينتر از شجاع هزار قدم به كنار ارس مانده افتادهاند ، چون سواحل اين طرف ارس همه زراعت است دور تر از رودخانه زده شده است . سه ساعت به غروب مانده وارد شديم ، هوا متصل بارانى بود ، الى يك ساعت از شب رفته كه قطع شد . اين طرف ارس تلگرافخانه و تذكرهخانه و چاپارخانه است ، آن طرف ارس از بناهاى روسها با دوربين ديده شد ، بعضى ابنيه عاليه ساختهاند كه معروف است . اين محلها به معبر جلفا [ معروف است . ] هنوز منچيكوف مهماندار وارد نشده است ، عصرى با دوربين ديدم يك فوج سواره نظام با موزيكان وارد جلفا شدند [ 231 ] امروز در جلگه گلينقيا تيمور پاشا خان ماكوئى با اعيان ماكو و سواره ماكو و سواره اكراد جلالى و غيره از ماكو آمده بودند ، ديده شدند ، صحبت شد . خيلى بودند .
روز سهشنبه 4 شهر حال [ جمادى الاول ] :
در اين منزل توقف شد . ديشب الى صبح باران آمد ، صبح برخاستم هنوز منچيكوف