همهء رودخانه كه ديده شد گلآلود است ، مىرود به ارس مىريزد . از اين رودخانه به آن طرف كمكم جلگه مرند تنگ مىشود تا مىرسد به ده چرچر كه سر راه و دست چپ جاده است . رودخانه هم از نزديك اين ده از راست به چپ مىآيد . گفتند رود هرزند است و تابستان خشك مىشود . از اين چرچر به آن طرف راه پست و بلند و كوههاى طرفين راه و تپهها نزديك به جاده است ، تا از يك گردنه كوچكى بالا مىرود . آن طرف تركيب صحرا و تپهها عوض شده طور ديگر مىشود ، باز هم همينطور سربالا ، سرپايين مىرود ، صحرا باز سبز و گل است ، بعد مىرسد به صحرا و جلگه كه وسعتى پيدا مىكند . صحرا سبز پرگل ، دست راست از دور كوه برفى [ 229 ] بزرگى پيداست مشهور به كوه قرهچى ، كوه سخت پربرف بزرگى است ، سه قله دارد ، پشت آن محال ديزمار قراجهداغ است . دست چپ باز به فاصله كم تپه است ، تا آخر جلگه رسيديم به منزل .
دست راست نزديك منزل دهى بوده است ، آيراندبى مىگفتند ، دهات و آبادى خيلى است ، همه را نمىتوان نوشت و لازم هم نيست . يك قوچچه در كوه يامچى زده بودند ، ارقالى ، معلوم است اينجاها شكار دارد .
روز دوشنبه 3 [ جمادى الاول ] :
بايد برويم به كنار ارس . صبح زود برخاستم ، حمام سرتنشورى رفتم ، هوا ابر و باران شديد شد ، متصل مىباريد ، زمين سراپرده هم بعينها كوير « * » حوض سلطان بود ، همه صحراى سبز و چمن را گذاشته بودند توى زمين خشك زده بودند ، گل غريبى شده بود ، از حمام درآمده سوار شديم به كالسكه . هوا مه تاريك است . اطراف هيچ ديده نمىشد .
افتاديم به راه ، يعنى مهندس جلو آمده راه ساخته است . اصلا هيچ نساخته است . بسيار
هامش
* اصل : كبير