تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
دره را گرفته رفتيم سر گردنه . چندان ارتفاعى از اين طرف نداشت . گردنه راحت ، راهش هم خوب بود . اما آن طرف كه وارد جلگه مرند مىشود خيلى سرازيرى و گود بايد رفت ، از اين جهت هواى جلگه و مرند معتدل است و در تابستان گرم مىشود . خلاصه بالاى گردنه كه رفتيم چشم‌اندازى ديده مىشود كه در هيچ جاى عالم همچه چيزى نيست . پشت سر شهر و جلگه تبريز تماما پيداست ، الى همه جا [ 227 ] جلو جلگه مرند كه انصافا عجب جلگه‌ايست و قصبه مرند و دهات زيادى كه در جلگه است و باغات و زراعات و غيره و اطراف جلگه مرند همه كوهستان است ، از جلو سمت مغرب از پشت كوههاى يكانات سر كوه آقرىداغ پيدا بود كه بسيار بسيار كوه باعظمتى است ، پربرف كه هيچ لكه نداشت . از كوه دماوند منظر و دور كوه و ارتفاعش بيشتر است ، اما سر دماوند مثل قند تيز است ، سر اين كوه پهن است ، تيز نيست ، خيلى كوه عظيمى است ، ثلث كوه پيدا بود . طرف دست راست ، سمت شمال كوههاى بزرگ پربرف قراجه‌داغ كه كوه جله و سلطان سنجر و غيره است ، پيدا بود . سمت دست چپ كوه مشو كه تمام زنجيره‌اش از اول تا آخر پيداست پيدا بود ، كه آبهاى اين طرفش به دهات و جلگه مرند مىآيد . برف زياد و ارتفاع زياد ، دره‌هاى خوب دارد . طرف ما بين جنوب و مغرب هم باز كوههاى بزرگ برف‌دار از دور خيلى نمايان بود . خلاصه همچه چشم‌اندازى كمتر ديده بودم ، بلكه هيچ نيست . پياده شده ، به همه جا دوربين انداختم ، تماشا كردم ، از قضا هوا هم صاف بود ، بعد سوار شده سرازير شديم . سه ساعت به غروب مانده وارد منزل شديم ، يعنى از توى قصبه مرند گذشته ، آن طرف در صحرا چادر زده بودند . قصبه مرند بايد دو هزار خانه بشود ، بسيار قصبه تميزى است ، باغات زياد دارد ، آب زياد دارد ، حمام ، بازار ، دكان ، همه‌چيز دارد . امام‌زاده توى قصبه هست . نعمت الله بيك مرندى سرهنگ توپخانه ، خانه دارد ، از در خانهء او گذشتيم ، خودش هم بود . اينجاها از اهل نظام ، از توپچى و سرباز ، خيلى است . الحمد لله ، احوالم خوب است ، همه راه را امروز سواره
روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 46 | ناصر الدين شاه قاجار / فاطمه قاضيها