تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
عظيمى است و برف زياد دارد جلو روبرو بود . ده صوفيان نزديك به اين كوه است ، در دامنهء اين كوه دهات معتبر پرباغ پرجمعيت آباد زياد است و از اين قرار است كه از دور ديده مىشد [ 225 ] - ده سفيد كمر از دهات ميرزا تقى خان است - ده ديگر مشهد احمد ، ورثه على مردان خان - ده ديگر سركند ديزه ، ورثه على مردان خان - ده ديگر على اكبر - كندر - ميرزا كره امشب ماه تازه را الحمد لله صد شكر خدا را ديدم به خط جناب امير صلوات الله عليه و آله و آن ماه پدرسوخته كثيف و گذشته را تمام كردم . الحمد لله ثم الحمد لله ، ، حالا رو به ما بين شمال و مغرب مىرويم .

روز شنبه غره جمادى الاول بايد به مرند برويم :

در روزى كه عضد الملك در راه اوچ دره‌لر و نايب ناظر عصرش توى منقل افتاد چند فردى گفته بدم اينجا مىنويسم حالا اگرچه بىموقع است :
چند گوئى به من از ماضى و از مستقبل * تازه گو تازه كه بگذشته شده مستعمل ناظر و نايب ناظر همه مفقود شدند * آن يكى خورد ز اسب و دگرى بر منقل در ره اوچ‌دره‌لر خورد زمين ناظر شاه * نايبش بعد وى افتاد به آتش چو سُعَل جَعل آشپز گفت چه خواهم نمودن امشب * جلو شام به شب كى برود با مشعَل
خلاصه صبح برخاستم ، سوار شده اين طرف صوفيان رودخانه مىآمد گل‌آلود اما زياد نبود ، گذشتم ، آن طرف ده رودخانه بزرگ ديگرى پيدا شد كه از روبرو از سمت
روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 44 | ناصر الدين شاه قاجار / فاطمه قاضيها