تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
راه رفت ، از گل . خلاصه قدرى هم رانده رودخانه كوچكى از راست به چپ مىآيد ، رود آجى هم از راست به چپ مىآيد و به درياى ارومى مىريزد . خلاصه قدرى هم كه [ 224 ] رودخانه بزرگ گل‌آلودى مىآمد ، يعنى تا اينجا طرف دست راست نزديك جاده ماهور بود ، اينجا ماهور تمام شد . دهنه پيدا شد و دره كه از دوردست راست دره تپه و پشت آن كوههاى بزرگ برفى پيدا بود ، اين آب از آنجا مىآيد ، پل دو چشمه خرابى داشت معروف به سنخ كرپى يعنى عبور مىشود ، بايد تعمير كرد ان شاء الله . از اين رودخانه كه مىگذرد كوه بزرگى دست راست تشكيل مىيابد ، دو ميدان از جاده دور تر معروف به كوه مرو برف ندارد ، كوه سنگى و خاكى است اما سبز است نه پر زياد و مىتوان با اسب بالايش رفت ، بسيار شبيه است به كوه لواسان كه نگاه مىكند به جاده مازندران و كوك‌داغ جاجرود ، يك مزرعه و باغى دست راست دامنهء اين كوه اول ديده شد ، پشت آن‌كه پيدا نبود ده امسّن است ، بعد قدرى كه رانديم ده بزرگى معروف به خواجه مرجان پيدا شد كه وقف حضرت رضا است ، زمين امروز بالطبع گل زياد دارد ، گلهاى سفيد و زرد و غيره ، اما اغلب طرفين راه زراعت است و زمين هم بسيار سنگلاخ است . كالسكه در اواخر به زمينهاى سنگلاخ برخورد ، اغلب راه سواره رفتم ، در آخر اين كوه ده صوفيان كه آن‌هم وقف است واقع است ، ده بسيار بزرگ ، پرباغات ، پرجمعيت ، آباد است ، يك مقبره هم كه گنبد كاشى داشت نزديك ده دامنه تپه دست راست واقع است ، گويا نسبت صوفيان به اين ده براى اين است كه دو نفر اهل الله اينجا دفن باشند . كوه مرو شكار هم دارد ، جوانكى از اهل صوفيان يك ميش زده بود . دست چپ امروز همه جلگه بود ، ده فرسنگ مسافت مىرسيد به كوههاى سياه سنگى كه گويا كوههاى دهخوارقان و دور درياى شاهى است . كوه مشو هم كه كوه