صحبت ميداشتند باوضاع بنگرم ؟ شكى ندارم كه تمدن عيسويت بدون چون و چرا از همهء تمدنهاى ديگر كه تاكنون روابط جامعهء بشريت را برقرار نگاهداشتهاند شريفتر مىباشد و براى آسياى ميانه هم موهبت بزرگى بشمار ميرود ولى در عين حال نميتوانم دريابم كه انگلستان با در دست داشتن هند چگونه ممكن است پيشرفتهاى تدريجى روسيه را در شرق با خونسردى تلقى كند و بعقيدهء من اهميت سياسى مسئله بر جنبهء اجتماعى آن ميچربد .
دورهء تخيلات واهى سپرى شده و ما نسبت به روسها آنقدر بدبين نيستيم كه تصور كنيم موقعى خواهد رسيد كه قزاق روس و سپاهى انگليس و هند كه در مرزهاى مربوط بپاسدارى مشغولند بهم برخورده دست باسلحه ببرند . تصور ميكنم كه تصادم اين دو هيولاى بزرگ در آسياى ميانه كه از سى يا چهل سال پيش فكر سياستمداران خيالپرست ما را به خود مشغول كرده است باز هم مدتى بتعويق افتد . ولى در عين اينكه وقايع بكندى پيش ميرود معذلك انحرافى براى رسيدن به همان مقصد پيش نميآيد . بنابرين اجازه ميخواهم با آرامش خاطر يكنفر تماشاچى بيغرض توضيح بدهم كه اگر انگلستان بخواهد راجع به ترقيات روسيه در مركز آسيا بىعلاقگى نشان بدهد حقا بايستى مورد ملامت قرار گيرد .
اول اين سؤال پيش ميآيد كه آيا روسيه دائما به فكر راههاى جديدى به سمت جنوب مىباشد يا نه . پس از اثبات اين موضوع بايد فهميد اين مساعى دائم فعلا تا كجا پيشرفت كرده است . اين اقدامات بيش از بيست و پنج سال نيست كه توجه عموم را بسوى خود جلب كرده است اشغال افغانستان توسط انگليسها و اتحاد روس و ايران كه منجر به اردوكشى برعليه خيوه شد اولين قدمى است كه باعث مذاكرات سياسى بين هيئت وزيران سنپطرسبورغ و لندن در خصوص تركستان گرديد . پس از آن تاريخ تا حدى آرامش جاى كشمكش اوليه را گرفت . بريتانياى
سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 534
مساهمون: آرمينيوس وامبرى
ص٥٣٤