و تصميم گرفته بود به ايالات روسى خود ملحق كند ، فقط همين سه خانات را كسر داشت . لذا نقشهء تصرف آن را از زمان پطر كبير به بعد تمام سلاطينى كه بنوبه به تخت سلطنت رسيدند با قدرت هرچه تمامتر ولى بدون سروصدا تعقيب ميكردند .
اين سياست از نظر خود خاناتها هم مخفى نيست و شاهزادگان و مردم آنجا به خوبى بخطرى كه تهديدشان مىكند واقفند و چنانچه در مقابل يك امنيت ظاهرى و اغفالكننده خود را بخواب ميزنند فقط در اثر لااباليگرى شرقى است كه آن هم زائيدهء اصول يك مذهبى مىباشد كه پايهاش بر جبر و تفويض قرار گرفته است .
غالب سكنهء آسياى ميانه كه راجع به اين مبحث با آنها صحبت كردم به همين اكتفا ميكردند كه بگويند تركستان از دو جنبه تحت محافظت قرار دارد : اول بواسطهء وجود مقدسين بىشمارى كه در خاك آن به حال استراحت ابدى خفتهاند . دوم بواسطهء صحارى بىپايانى كه دور آن را احاطه كرده است .
به غير از چند نفر تجارى كه در روسيه اقامت داشتهاند معلوم نيست كه بقيهء تودهء مردم نسبت به دگرگون شدن اوضاع فعلى بىعلاقگى نشان بدهند . آنها هم باوجود اينكه مانند ساير هموطنان خود از هركه مسلمان نيست متنفرند معذلك از تمجيد حس عدالتخواهى و روح انضباط كه از مشخصات « كفار » است خوددارى نميكنند .
سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 532
مساهمون: آرمينيوس وامبرى
ص٥٣٢