ملت موجود است و دولت پطرزبورغ آتش آن را دامن مىزند به خودى خود از بين خواهد برد .
پس از آن خجند است كه در حدود سه هزار خانه و چندين كارگاه « اليجه » ( نوعى پارچه نخى ) و هجده مدرسه و دو برابر آن مسجد دارد .
مرگلان شهرى است قابل ملاحظه كه از حيث تعليمات در خقند در درجهء اول قرار گرفته و فعلا « خواجهء بزرگ » رئيس يا ما فوق فرقهء « مخدوم اعظم » در آن مسكن دارد . در موقعى كه امير فعلى بخارا فاتحانه وارد شهر ميشد اين شخصيت بزرگ روحانى از خواندن دعاى خير براى او با مناعت هرچه تمامتر امتناع كرده بود و كيفر اين جسارت را نتوانسته بودند كنارش گذارند زيرا آن سلطان فاتح جرأت و قدرتى كه از آن جلوگيرى كند در خود نمىديد .
انديجان كه بهترين اطلس « 1 » خانات در آنجا بافته مىشود .
نمنگان كه قپچاقها اطراف آن اجتماع ميكنند .
« حضرت تركستانا » كه قبر مشهور خواجه احمد يا ساوى مؤلف كتابى بنام ( مشرب ) « 2 » در آن واقع است و اين كتاب راجع باخلاق و مذهب نوشته شده و حتى امروز هم در بين عشاير و بزرگان خقند رواج بسيار دارد .
« شهر منزل » و « جوست » كه بعد از شهر حصار چاقوهاشان خيلى مشهور و در تركستان طالب بسيار دارد .
« شهر خان » كه بهترين ابريشم در آنجا بدست ميآيد .
و بالاخره « اوش » كه در مرز شرقى خانات واقع است و آن را « تخت سليمان » هم ميگويند و همه ساله عدهء زيادى زوار به آنجا روميآورند . نقطهء زيارتى تپهايست در ميان شهر « اوش » . آنجا در ميان خرابههاى يك ساختمان قديمى كه از سنگهاى
هامش
( 1 ) - پارچه ابريشمى كلفت و سنگين .
( 2 ) - من توانستم يك نسخه ازين كتاب بىسابقه را كه به زبان تركى نوشته شده است همراه بياورم و قصد دارم آن را بضميمهء ترجمهاش منتشر سازم .