تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 480

مساهمون:

ص٤٨٠
خقند به همان قدمت استقلال بخارا و خيوه مىباشد . سلاطين فعلى آن مدعى هستند كه مستقيما از اولاد و احفاد چنگيز خان ميباشند ولى اين مطلب قابل قبول نيست زيرا آن خاندان به توسط تيمور از سلطنت بر كنار شد و پس از « بابر » كه در خقند آخرين بازماندهء تيمور بود ابتدا شيبانيها و پس از آن رؤساى ديگر قپچاق و قيرقيز هريك بنوبت زمام اقتدار را در دست گرفتند . خاندان پادشاه فعلى كه با امير بخارا بر سر تاج‌وتخت در كشمكش است اصلا اهل قپچاق مىباشد و هشتاد سال بيش نيست كه در رأس امور قرار دارد . اثر نفوذ غرب يا ايران در تشكيلات خقند بسيار كم ديده مىشود و « ياساى چنگيزى » به تنهائى داراى قوت قانونى بوده و مردم از روى ميل و رغبت از آن پيروى مينمايند . يكى از تشريفات عجيبى كه درين‌جا قابل ذكر مىباشد اينست كه در موقع تاجگذارى خان را روى نمد سفيدى به هوا بلند ميكنند و چهار تير به چهار جهت اصلى پرتاب مينمايند . آيا تعجب‌آور نيست كه در موقع انتصاب پادشاهان مجار هم به همين مراسم برميخوريم زيرا آنجا هم پادشاه جديد با تمام علائم و نشانهاى خود بر اسبى سوار شده از تپه تاجگذارى بالا ميرود و شمشير خود را به شمال و جنوب و مشرق و مغرب با دست حركت ميدهد .

2

مدتى است كه خقند و بخارا نسبت به يكديگر در حال خصومت شديدى بسر مىبرند . باستثناى چند شهر كه مدتى در دست قپچاقها باقى بود پس از غلبهء خانوادهء شيبانى در تركستان اين دو خانات با يكديگر آميخته شد . چندى بعد خقند سربلند كرد و ادعاى استقلال نمود و با استفاده از موقعيت با همسايگان خود يعنى كشگر و
هامش
و ضمنا با داستان آرين راجع باينكه اسكندر فرمانرواى قطعى كشور واقع در آنطرف ژاكسارتس شده باشد باشكال ميتوان موافق بود . كنت كورس( Quinte Curce VII , 6 )آنچه را كه از معابد با كوس بعنوان بناهاى يادگارى از سنگ باقى مانده و داراى فواصل متعدد است شرح ميدهد و ميگويد در بين آنها هشت درخت بلند كه عشقه‌اى به تنهء آن‌ها پيچيده سر برافراشته است .
سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 480 | آرمينيوس وامبرى / فتحعلى خواجه نوريان