باشد و الا بسيار بىتربيت تلقى مىشود .
قيرقيز از حيث شجاعت بپاى ازبك نميرسد و به همين جهت از تركمن هم ازين بابت عقبتر است . و همچنين باندازهء آنها هواخواه جدى اسلام نميباشد . باستثناى ثروتمندترين « باى » ها كمتر ديده مىشود كه معلمين و مسئلهگوها و منشىهاى خود را از بين ملاهاى شهر انتخاب كنند و خود را مكلف سازند مستمرى ثابتى از قبيل گوسفند و اسب و شتر بعنوان پاداش به آنها بپردازند .
حتى پس از ملاقاتهاى متعدد باز هم يكنفر قيرقيز براى ما اروپائيها موجود كاملا جداگانهاى به حساب ميآيد . وقتى اين اشخاص را مىبينيم كه در شديد - ترين گرما يا موقعى كه زمين از يك پا برف مستور شده است همه روزه چندين ساعت براى يافتن يك پناهگاه مناسب مسافرت ميكنند و حتى اسم نانرا هم بلد نيستند و خوراكشان منحصر به گوشت و شير است بىنهايت متعجب ميشويم .
قيرقيزها هم بنوبهء خود اشخاصى را كه در شهر يا ييلاق مسكن ثابت اختيار ميكنند و هر صورتى را كه بقالب تاتار درنيامده باشد با ديدهء ترحم نگاه ميكنند . مطابق مفهوم زيباشناسى آنها ، نژاد مغول نمونهء كامل زيبائى بشرى مىباشد ، زيرا خداوند برجستگى استخوان صورت او را شبيه باسب آفريده و اسب درنظر آنها شاهكار خلقت به حساب ميآيد .
عربها : اينها بازماندگان همان جنگجويانى هستند كه در زمان سومين خلافت بمعيت « قطيبه » در فتح تركستان مشاركت و پس از آن در همانجا سكنى اختيار كردند . از قيافه گذشته شباهتهاى ديگر خود را با برادران حجازى و عراقى خود بسيار كم حفظ كردهاند . حتى يكنفر را هم نديدم كه به زبان مادرى خود آشنا باشد . عدهء آنها را به شصت هزار تخمين ميزنند و غالبا در اطراف « وردانزى » يا « وفقند » ساكن شدهاند .
سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 462
مساهمون: آرمينيوس وامبرى
ص٤٦٢