پليس : در بخارا از تمام شهرهاى آسيا كه تا حال شناخته شده اين امر جدى تر است . در روز « رئيس » شخصا در تمام بازارها و اماكن عمومى كه قبلا جاسوسها و مأمورين زبردست خود را در آنجا پراكنده كرده است گردش مىكند . تقريبا از دو ساعت بعد از غروب آفتاب احدى حق قدم گذاردن بكوچه و خيابان را ندارد .
نزديكترين همسايهها مجاز نيستند ديدوبازديد بكنند و اشخاص مريض ممكن است از نبودن طبيب بميرند زيرا امير اعلام كرده است كه « مير شب » ها ( مستحفظين شب ) حق دارند حتى خود او را اگر در ساعات ممنوعه در حال گردش ببينند توقيف نمايند .
2
جمعيت خانات بخارا : سرحدات فعلى اين كشور كوچك بدينقرار است :
در مشرق خانات خقند و كوههاى بدخشان ، از طرف جنوب رود جيحون و دست بالاى شط دو منطقهء قرقى و شرجوى قرار دارد و مغرب و شمال آن را صحراى كبير احاطه كرده است . خط مرزى را به شكل قاطع نميتوان تعيين كرد و لذا محرز كردن عدد صحيح جمعيت هم امكانپذير نميباشد . با اينحال اگر عدهء آن را دو ميليون و نيم برآورد كنيم خيلى راه اغراق نپيمودهايم . بديهى است درين تخمين هم آنهائيكه مسكن ثابت دارند و هم چادرنشينان هردو به حساب آمده است . حال اگر بخواهيم برحسب مليت آنها را تقسيم كنيم عبارت ميشوند از ازبكها و تاجيكها و قيرقيزها و عربها و مروزيها و ايرانيها و هندوها و يهودىها .
ازبك : آنها به همان سى و دو ايلى تعلق دارند كه در فصل مخصوص به خيوه شرح آن را داديم ولى از همنژادهاى خوارزمى خود چه از حيث دور چهره و چه از علامات مشخصه جبليشان به آسانى تميز داده ميشوند . ازبكهاى بخارا با تاجيك باطنا پيوستكى بيشترى دارند تا خيوهايها با « سارتها » و به همين جهت چون اصالت نژاديشان تا حدى از بين رفته مقدارى از راستى و تقواى جبليشان دستخوش زوال