عدهاى از آنها را به دمشق و نقاط ديگر شامات جلب كرده است . ولى اين گونه مهاجرت ها بايد مخفيانه انجام شود و الا به مجرد اينكه از چنين نقشهاى آگاه شوند ممكن است دارائى آنها را توقيف و يا بمرگ محكومشان كنند . شايان توجه آنكه بوسيلهء حاجىها كه همه ساله فاصلهء بين تركستان و مكه را طى ميكنند ، مبادلهء نامه بين آنها برقرار مىباشد . به همين جهت به رفقاى ما هم تعدادى مراسله و نامه سپرده بودند كه همهجا به نشانى معين تحويل ميدادند .
3
حكومت : در سازمان حكومت بخارا از اصل عرب و ايرانى اثر بسيار ناچيزى برجاى مانده است و عنصر ترك - و - مغول بر همهچيز برترى دارد و همه را تحت الشعاع خود قرار داده است . با اينكه تشكيلات حكومتى تابع نفوذ قدرت يك سلسله مقامات قرار گرفته است معذلك ترتيب سازمان طورى است كه يك استبداد نظامى حقيقى در همهجا حكومت مىكند . امير كه در رأس همه قرار گرفته است در آن واحد هم فرماندهء كل قوا هم شاهزاده و هم روحانى بزرگ محسوب مىشود .
كارمندان عمده اعم از لشكرى و كشورى به سه طبقه تقسيم شدهاند . اول « كته سپاهى » ها . دوم « ارتا سپاهى » ها ( كارمندان متوسط ) و سوم « آشاقى سپاهى » ها ميباشند . بنابر يك قاعدهء رسمى در دو تقسيم اولى غير از « عروقدار » ها ( صاحبان خانواده ) كسى را نميتوان پذيرفت زيرا آنها را بواسطهء « يرليق » ( خط ) يا « بيليق » ( نشان و علامت ) « 1 » و غيره انتخاب ميكنند بعلاوه مدتى است رسم برين جارى شده كه بردگان آزاد شدهء ايرانى را هم درين تقسيمات بپذيرند .
هامش
( 1 ) - يرليق و بيليق لغات قديمى ترك هستند . اولى به معناى « خط » و ريشهاش « بر » است كه در زبان مجار « ير » و در تركى « ياز » مىباشد . دومى بمعنى « نشان » است كه در واژه بليسى( Belycy )مجار هم يافت مىشود .