سلطنت را به همان سيد محمود تره كه اينقدر طالبش بود ، پيشنهاد كردند ، ولى ميل مفرطى كه باستعمال ترياك داشت مانع برطرفنشدنى به حساب ميآمد لذا بنفع برادر كوچكترش از تمام حقوق خود به اختيار ، صرفنظر نمود .
9 - سيد محمد خان ( 1856 تاكنون مشغول سلطنت است ) : بىلياقتى اين شاهزاده معروف است و ما قبلا خواننده را به قسمتى از آن واقف كردهايم .
از ابتداى سلطنتش جنگ داخلى برعليه يموتها درگرفته باعث خرابى بسيار گرديد ، چندين دستهء مهاجر كه اسلاف پادشاه فعلى را تشكيل داده بودند ، همه مورد تاخت وتاز قرار گرفته از هم پاشيده شدند . در حينى كه يموتها و ازبكها اينطور اسباب تباهى يكديگر را فراهم كرده و زن و بچهء هم را به اسارت ميبردند ، جمشيديها نقش سومين دزد افسانه را بازى كرده ازين اختلاف داخلى بنفع خود استفاده ميكردند و به سكنهء بىسلاح حمله برده از « كيتسج - باى » تا « فتنك » تمام خاك خيوه را بباد غارت داده بسواحل مرغاب مراجعت كردند درحالىكه ؛ علاوه بر غنائم فوق العاده دو هزار بردهء ايرانى هم كه از اين هرجومرج استفاده درصدد بدستآوردن آزادى خود برآمده بودند ، همراه آوردند .
بدبختى و و با و امراض طاعون مانند و از هم پاشيدگى جمعيت بناچار بايد صلحى به دنبال داشته باشد . اين صلح چندان طولى نكشيده بود كه مدعى تازهاى بنام « محمد پناه » كه از طرف روسها تقويت ميشد ، علم طغيان برافراشت و از جانب خود سفارتى به هشترخان اعزام داشت كه حمايت « پادشاه » روس را جلب نمايد .
اين دسيسه كشف شد و فرستادگان غافلگير شده بقتل رسيدند . بعلاوه پس از آنكه امپريالها ( سكهء طلا ) خرج شد محمد پناه بضرب خنجر طرفداران خود از پا در آمد و سپس محركين آن اغتشاش را بچنگ آوردند ( در حالى كه دستهايشان را را با موى ترشدهء دم اسب به بدنشان بسته بودند ) به خيوه فرستادند كه در آنجا فورا تحت شكنجه قرار گيرند .
سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 454
مساهمون: آرمينيوس وامبرى
ص٤٥٤