تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 451

مساهمون:

ص٤٥١
ساريق‌ها مطيع شدند ولى تكه‌ها كه در آن زمان « قره‌ياپ » و « قاب‌اوغلى » ( بين مرو و آخال ) را در تصرف داشتند بوسيلهء امتناع از پرداخت ماليات ساليانه خصومت خود را آشكار كردند . مدامين مجبور شد يك بار ديگر شمشيرى را كه به خون هموطنان آنها آغشته كرده بود برضد همان تركمنها مورد استعمال قرار دهد . پس از سه اردوكشى ، كه از استخوان هزاران سرباز و حيوانات باركش خاك صحرا مستور گرديد ، خان موفق شد قسمتى از ياغيان را مطيع سازد و براى آنكه لجام آنها را در دست داشته باشد يك پادگان مختلط از يموت و ازبك بسركردگى دو نفر رئيس از هر دونژاد در پشت‌سر خود باقى گذاشت . متأسفانه اين دو سركرده نتوانستند توافق حاصل كنند و سركردهء يموتها به خيوه مراجعت نمود و چون وقعى باقتدار خان نگذاشته بود لذا به امر او از بالاى برج به زير افكنده شد . اين فرمان قتل حسن ظن يموتها را نسبت به محمد امين از بين برد و محرمانه اتحادى با تكه‌ها بستند كه بعدا باعث از بين بردن او گرديد . درين زمان مد امين قشونى مركب از چهل هزار سوار كه از بين ازبك‌ها و ساير ايلات خراج گزار انتخاب شده بود جمع‌آورى كرد و قسمتى از آن را بمقابله با روسها فرستاده بود كه از سواحل شرقى درياى اورال به سمت استحكامات « خواجه نيازبى » پيش‌آمده و احتمالا خيوه را مورد تهديد قرار ميدادند . خودش هم با بقيهء قوا در سمت مرو مستقر گرديد و خيال داشت با يك ضربت قطعى جنب‌وجوش دائمى عشاير تركمن را از بين ببرد . به زودى قره‌ياپ را تصرف كرد و داشت خود را براى گرفتن « سرخس » ( سيرنكس قديم ) حاضر ميكرد كه ناگهان يك روز در چادر خويش كه در وسط اردوگاه بر تپه‌اى « 1 » نزديك مرو برپا ساخته بود كه از طرف چند سوار جسور دشمن غافلگير شد . هرچه فرياد زد : « من حضرتم » ( خان هستم ) قبل از آنكه يكنفر از
هامش
( 1 ) - اگر آنچه را بما گفتند قابل قبول باشد ابو مسلم كه در ابتدا خادم مقتدر و بعد دشمن خلفاى بغداد بود روى همين تپه عمرش به سرآمد راجع به اين شخص مراجعه شود به سطور آخر فصل 16 .
سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 451 | آرمينيوس وامبرى / فتحعلى خواجه نوريان