تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 453

مساهمون:

ص٤٥٣
بدانند چه بر سر خان آمده محقق گرديد كه در همان اول كار كشته شده و جسدس با اجساد ديگر بطور درهم برهم در يك گودال پرتاب شده است . برادر كوچكترش را بجانشينى او تعيين كردند . 8 - قتلق مراد خان ( سه ماه سلطنت كرد ) : او در ركاب خان پيشين جنگ كرده با زخم بسيار مراجعت كرده بود و به زودى براى جنگ جديدى خود را آماده ساخت . ولى رؤساى يموت به او پيشنهاد صلح كرده متعهد شدند در موقع شرفيابى پسرعموى خان را كه در جنگ اخير بچنگ آنها افتاده بود و او را بعنوان شاه انتخاب كرده بودند همراه بياورند . قتلق مراد و وزيرانش اين پيشنهاد را جدى تلقى كردند و يك روز را براى حضور ياغيان نادم تعيين نمودند ولى آنها بمعيت دوازده هزار نفر وارد شدند درحالىكه بهترين اسبها و اسلحهء تجملى خود را همراه آورده بودند . پسرعموى خان كه رسما بحضور قتلق مراد خان بار يافته بود در موقع معانقه از فرصت استفاده كرد و خائنانه خان را بضرب كارد از پاى درآورد . شاهزاده همان لحظه بدرود زندگانى گفت و تركمنها به خانوادهء سلطنتى كه شاهد اين صحنهء غم‌انگيز بودند حمله‌ور شدند . هنوز حالت بهت بر طرف نشده بود كه « مهتر » از بالاى ديوار قلعه اين جنايت وحشت‌انگيز را كه در جلوى چشمش مرتكب شده بودند بعموم اعلام و خيوه‌ايها را دعوت كرد تا تمام يموت‌ها را كه به داخل شهر رخنه كرده بودند قتل‌وعام نمايند . جمعيت عصبانى فورا به تركمنها كه از ترس دست و پاى خود را گم كرده و از خود مقاومت صحيحى نشان ندادند ، هجوم آوردند . درين قتل‌وعام چاقوى زنهاى خيوه‌اى عين نقش شمشير شوهرهايشان را بازى ميكرد . خون به تمام معنى در خيابانهاى شهر جارى شد و تدفين اجساد شش روز به طول انجاميد . در طول مدت يكهفته بعد ازين كشتار خيوه بدون سرپرست ماند . تاج