را كه تحت انقياد خود درآوردهاند از بيخوبن ويران سازند . بطوريكه درين كشور كه آنها بلاشك مأمور نشان دادن اقائى و برترى خود در آن شدهاند بجاى تحبيب تخم تنفر و عداوت تسكينناپذيرى پاشيدهاند . همين الساعه هم اهالى بيشتر حاضرند .
مجددا از روى نوميدى بجنگ بپردازند تا اينكه زير بار تفوق و تسلط افغانها بروند چنان كه گفتم هراتى كه تازه بعضى علائم تجديد حيات دارد در او پيدا مىشود ظاهرا بدست اقتدار طفل بىتجربهاى سپرده شده است كه اگر نيات خوبى هم داشته باشد اصلا به حساب نميآيد . قيم او خان جمشيديها بجاى اينكه جلوى تاختوتاز تركمنها را بگيرد و كشور را در مقابل آنها حفظ كند مخفيانه با آنها همراهى مىكند . به همين جهت الامان خود را تا چند فرسخ بپايتخت مانده پيش مىبرند و هفتهاى نيست كه چند ده را غافلگير و غارت نكنند و اهالى آن را باسارت نبرند . « ناظر نعيم » وزير شاهزاده داراى چهرهايست خشن و بعبارت اخرى بىاندازه احمق و در ظرف دو ماه بقدرى ثروت بهمزده است كه در كابل دو خانه و موستانهاى متعلق به آن را خريدارى نموده است . چون آنچه مربوط بادارهء داخل شهر و ايالت مىباشد در دست او قرار دارد معمولا عدهاى از متقاضيان و ارباب دعوى در ساعاتى كه بامور عامه تخصيص داده شده است دور او را احاطه نمودهاند . وقتى كه از مزاحمت آنها خسته مىشود اگر از او سؤال يا تقاضاى كسالتآورى راجع بحكومت حاضر بشود با دادن جواب يكنواخت : « هرچه پيش بود » ( همهچيز مانند سابق ) خود را خلاص مىكند . اگر موضوع اتهام بقتل يا دزدى هم نزد او مطرح شود باز هم مانند اشخاص گيج همان فتواى هميشگى را تكرار مىكند . شاكى داستان خود را بعرض مىرساند ولى باز هم همان عبارت نامفهوم « هرچه پيش بود » را ميشنود و بالاخره هم بايد به همان جواب اكتفاء نموده خود را قانع سازد .
يك دليل واضح راجع بهرجومرجى كه شعب مختلف ادارات يكى بعد از
سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 362
مساهمون: آرمينيوس وامبرى
ص٣٦٢