بودند ؛ چهار هزار سرباز افغان كه مخصوصا از ميان دستجات و ايلات مختلف انتخاب شده بودند به اشاره قبلى درآنواحد به چند محله هجوم آورده بر سر اهالى بىدفاع ريختند . ملبوس و اسلحه و هرچه قابل نقل بود و بعبارة اخرى آنچه كه نظرشان را جلب ميكرد بغنيمت بردند . بعلاوه قربانيهاى خود را مجبور ميساختند تمام لباسهاى خود را تقريبا بيرون آورند و آنها را با حالت نيمهعريان در ميان چهار ديوار اين مساكن ويران به حال خود ميگذاشتند . مريضها را از رختخواب و بچهها را از گهواره بيرون ميكشيدند و حتى كهنههاى بچه را هم با حرص و ولعى كه مختص خودشان است همراه ميبردند . ملائى كه تمام كتابهايش را غارت كرده بودند براى من تعريف ميكرد كه شصت نسخه از بهترين نسخ خطى را از دست داده و چيزى كه از همه بيشتر مايه تأسف شده است يك جلد قرآن بوده كه پدربزرگش به او بخشيده بود و هرچه به آن غارتگرى كه آن را تصاحب نموده بود التماس كرده است كه اين نسخهء منحصر بفرد را در عوض دعاى خير به او پس دهد آن كابلى جواب داده بود : « دلواپس نباش من پسر بسيار جوانى در خانه دارم . به او ياد مىدهم از روى اين كتاب براى تو دعا بخواند . . . يا اللّه تصميمت را بىمعطلى بگير . »
بايد به طرز غارتگرى وحشيانه و دقيق افغانها آشنا بود تا بتوان درست مجسم كرد چه بلائى بر سر شهرى كه به اختيار آنها گذاشتهاند ميآيد . محاصرهكنندگان هرات از همان روز اول ماليات قابل توجهى به شهر بستند . ولى در مزارع اطراف بعنوان ماليات ، آزار و شكنجه چندين ماه ادامه داشت . راست است كه اينها را بايد از نتايج طبيعى جنگ دانست چون حتى ملل متمدن هم همينطور رفتار ميكنند و ما نميخواهيم عمليات سربازان دوست محمد خان را ازين جهت اغراقآميز جلوه دهيم ولى قابل تأسف اين است كه بجاى مرهم گذاشتن بر زخمهاى وارده مثل اين است كه سياست غيرمعقولانهء آنها اينطور اقتضا مىكند كه تمام كشورى
سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 361
مساهمون: آرمينيوس وامبرى
ص٣٦١