ديگرى به آن دچار شدهاند اين است كه باوجود مالياتهاى گزاف و تعرفههاى خلق الساعه سردار جوان نميتواند از محل عايدات هرات مبلغ لازم را براى مخارج مستخدمين كشورى و هزار و چهارصد نفر عدهء پادگان نظامى بپردازد .
طبق شرح و تفصيلى كه شاهزاده والى ايالت خراسان به « م . ايستويك » « 1 » داده است عايدات ساليانهء سلطان هرات بالغ بر 8000 تومان ميشده ( 38000 ليره انگليسى برابر با 950000 فرانك ) به غير از مخارج كشورى از محل همين بودجهء ناچيز بايستى هزينهء نگاهدارى پنج فوج پياده و در حدود چهار هزار سوار تأديه گردد . واضح است با اين ترتيب مسئلهء لاينحلى پيش ميآيد . هرات فعلى با داشتن عايدات معتنا به مخارجش هم خيلى سبكتر است زيرا با دهشتى كه در آنجا حكمفرماست شهر به آسانى اداره مىشود و اگر كابل براى نگاهدارى عدهاى كه در آنجا گماشته است احتياج بكمك خرج دارد اين مطلب را جز در نتيجهء سوء اداره به چيز ديگر نميتوان تعبير كرد . اگر دوست محمد فقط يك سال ديگر زنده مانده بود و پايهء حكومت ايالتى را كه خود منظم ساخته است استوار ميساخت شايد اختلاط و امتزاج هرات و افغانستان عملى ميشد . در موقعيت حاضر تنها زورودهشت اين اتحاد تصنعى را نگاه داشته است . از هر طرف باشد فقط يك جمله كافى است كه هراتىها را مصمم ببرداشتن اسلحه برعليه افغانها بنمايد . اين موضوع تنها دربارهء شيعهها كه كه طبعا بايران تمايل دارند صدق نميكند بلكه سنىها هم در مورد انتخاب بين « قزلباش » و مهاجمين امروز حتما بدستهء اولى راى خواهند داد . از آن گذشته بهيچوجه اغراق نيست اگر گفته شود هردو فرقه هم شيعه و هم سنى با كمال ميل مداخلهء انگليسها را خواهانند زيرا بتجربه دريافتهاند كه موضوع اختلاف نژاد و مذهب فكر باطلى بيش نيست . همان مدت كمى كه هراتيها در تحت اقتدار « ماژرتد » قرار
هامش
( 1 ) -M . Eastwickنامهء سياستمداران سه سال توقف در ايران جلد 2 صفحهء 244 .