خرابهها و منارهاى سنگى كه باحتمال قوى متعلق به زمان پارسىها مىباشد ، در آنجا وجود دارد ، معذلك مجبور شدم كه در گردش خود تا مارچاه صرفنظر كنم . حكاياتى را كه برايم تعريف كرده بودند داشتم مورد ترديد قرار ميدادم و بنظرم بعيد ميآمد كه مسافرين انگليسى كه به خوبى از هرات و حولوحوش آن اطلاع داشتند ، اگر تصور مختصر موفقيتى در ميان بود به آن سمت متوجه نشده باشند . با اين حالت شك و ترديد صلاح ندانستم با خطراتى كه باحتمال قوى درپيش بود خود را مواجه سازم .
بطوريكه حساب كردهاند مسافرى كه سوار اسب باشد فاصلهء بين بالامرغاب و هرات را چهار روزه طى مىكند . درين كشور كوهستانى مسافرت با شتر دو برابر اين مدت وقت لازم دارد و چون شترهاى ما از حد معمولى بيشتر بار داشتند كاروان لا اقل به همان مدت وقت احتياج پيدا ميكرد .
از دور دو قله مرتفع را كه از سمت جنوب مرغاب نمايان است بما نشان دادند و گفتند دو روز راه لازم است تا به آن برسيم . هر دوى آنها « دربند » ( گذرگاه ، تنگه ، بندر ) ناميده ميشوند و خيلى مرتفعتر و قابل دفاعتر از آن دهنهاى هستند كه از سمت ساحل راست مرغاب به ميمنه ميرود . هرچه انسان پيشتر ميرود منظره شاعرانهتر و درعينحال ناهموارتر مىشود . در قله كوههائى كه از سنگ خارا مىباشد و دربند اول را تشكيل ميدهد خرابههاى يك قلعهء قديمى كه موضوع افسانههاى متعدد و مختلف قرار گرفته است به نظر ميآيد . همينطور در دربند دوم هم ، در كنار مرغاب ، بقاياى يك قلعهء قديمى يافت مىشود كه اقامتگاه تابستانى سلطان حسين ميرزاى معروف مىباشد . يك پل سنگى ( پل تابان ) كه آثارش هنوز مرئى است به امر او ساخته شده است . در زمان حيات اين شاهزاده كه متمدنترين سلاطين آسياى ميانه بوده است تمام كشورهاى مجاور در نهايت آبادانى و شكوه بسر ميبردهاند و از آن عهد بعضى خانهها را ذكر ميكنند كه در تمام طول مرغاب جهت تفريح و
سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 339
مساهمون: آرمينيوس وامبرى
ص٣٣٩