تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
مناطقى كه بعضى محصولات زمينى آن خود به خود و بدون زحمت ميرويد ، استفاده نمايند و از ارزش فوق العادهء آن زندگى خود را تأمين كنند . سرزمين كوهستانى جمشيديها در حدود سه نوع محصول نباتى دارد كه خودبخود از زمين ميرويد و تعلق خاص به احدى ندارد و هركس حاضر باشد به خود زحمت بدهد ميتواند از آن بهره‌مند گردد ، اولين محصول آن پسته است و بعد « بزغونج » كه نوعى گردو است و در رنگرزى به كار ميرود . اولى يك من پنجاه سانتيم و دومى هر من شش تا هشت فرانك قيمت دارد . و بالاخره سومى « ترنجبين » است كه يك نوع ماده قندى از آن استخراج مىشود و از گياهى مانند شير خشت بدست ميآيد و مزهء مطبوعى دارد . در هرات و ايران آن را براى ساختن قند به كار مىبرند . اين سه نوع محصول در كوه « بادخيز » ( كه معنى آن « آنجا كه باد بلند مىشود » مىباشد ) بوفور پيدا مىشود . معمولا محصولات را جمع آورى ميكنند ولى تجارت آن بواسطهء مخارج اضافى كه قيمت خريدار طبعا بالا ميبرد ، چندان پولى عايد نميسازد و به همين جهت اين ثروتهاى طبيعى براى اهالى بيچاره چيزى جز بخور و نمير محسوب نميشود . زنهاى جمشيدى چند نوع پارچه از پشم و كرك بز ميبافند كه مهم‌تر از همه يك نوع پارچه است به‌نام « شال » كه در ايران به قيمت خوب خريدار دارد . چهار روز در كنار مرغاب نزديك خرابه‌ها منزل كرديم . ساعتهاى متمادى وقت خود را در امتداد اين رودخانه كه امواجش سبز و شفاف است صرف بازديد چادرهاى اطراف ميكردم . سقف اين چادرها كه از نمد پاره درست شده است منظرهء بسيار رقت‌انگيزى داشت . بيهوده بلور آلات و دعاى خير و نفس خود را عرضه ميكردم . اين گونه اشياء تجملى درين‌جا بهيچوجه خريدار نداشت و به يك تكه نان بهتر خوش آمد ميگفتند . حتى مذهب هم درين‌جا نفوذ زيادى ندارد چون صفت حاجيگرى و درويشى هم چندان به حساب نميآمد . با آنكه اگر عوضى نفهميده باشم ميدانستم