است . چون قرنها ميگذرد كه به آخرين حدود سرزمين اجدادى رانده شدهاند ، در نتيجهء جنگهاى مداوم از تعداد نفرات آنها روز بروز كاسته مىشود و حالا جمعيتشان تقريبا از هشت تا نه هزار چادر تجاوز نميكند . سكنهء اين چادرها كه در درهء مورد بحث و كوههاى مجاور آن پراكنده هستند زندگانى بسيار فلاكتبارى دارند .
بطوريكه در تاريخ خيوه ديده مىشود عدهاى از آنها بوسيله اللّه قلى خان از زاد و بوم خود رانده شدهاند و مجبور گرديدهاند در خانات « قوقچگ » كه در منطقهء حاصلخيزى واقع و بيش از حد لازم از آبهاى جيحون مشروب ميگردد دستهء مهاجر جديدى تشكيل بدهند . درين مبادله البته برد با آنها بود ولى علاقهء مقاومت ناپذيرى كه بكوهستانهاى خود داشتند باعث شد كه بتدريج مراجعت كنند و اكنون مجددا در آنجا ساكن شدهاند . شرائط زندگانيشان هم چندان درخشان نميباشد .
جمشيديها از حيث لباس و طرز زندگى و اخلاق شبيه به تركمنها هستند .
نوع غارت و چپاولگرى آنها هم از لحاظ رعب و وحشت دستكمى از تركمنها ندارد ولى به آن اندازه مكرر اتفاق نميافتد زيرا از حيث عدد بپاى آنها نميرسند . رؤساى فعلى آنها ( دو رئيس دارند يكى مهديخان و ديگرى الله قليخان ) سيادت افغانها را علنا به رسميت شناختهاند و سردار هرات آنها را سخاوتمندانه به مزدورى و سربازى قبول كرده است . در زمان دوستمحمد خان افغانها هميشه سعى داشتند جمشيديها را با خود همراه كنند ؛ اولا ازين جهت كه توسط آنها يك نوع پادگان سرحدى در خط شمال مرغاب در مقابل تجاوزات اهالى ميمنه داشته باشند ؛ ثانيا براى اينكه عمليات تركمنها را در موقع لزوم فلج سازند زيرا هر اندازه هم دوستمحمد خان فداكارى ميكرد باز ممكن نبود آنها متحدين باوفائى از كار درآيند . ميگويند مهديخان رئيس جمشيديها كه ذكرش گذشت بواسطهء خدمات شايانى كه در محاصرهء هرات بروز داده است مورد عنايت امير اخير و جانشين او شير عليخان
سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 336
مساهمون: آرمينيوس وامبرى
ص٣٣٦