چيزى بهمراه نداشت زيرا بواسطهء نداشتن لباس عوضى مجبور شدم مدت چند ساعت زير قاليها و كيسهها مخفى شوم تا اينكه لباسهاى خيس شدهام را در برابر آفتاب خشك كنم . قافله نزديك قلعه مستقر شد . در داخل حصار بجاى خانه فقط چادرهائى ديده ميشد كه خانها و سران جمشيدى در آن سكنى داشتند .
دره مرغاب درين محل « بالا مرغاب « 1 » » ( مرغاب عليا ) ناميده مىشود و از كوههاى مرتفع كه متعلق بهزارههاست شروع شده تا « مار چاه » ( چاه مار ) كه مسكن تركمنهاى سالار است امتداد پيدا مىكند . ميگويند اينجا سابقا ملك جمشيديها بوده و پس از آنكه مدتى خلع يد از آنها به عمل آمده مجددا اين مهد آباء اجدادى خود را به تصرف درآوردند . در سمت جنوب غربى قلعه ، دره بتدريج آنقدر كموسعت مىشود كه به حق ميتوان آن را تنگه ناميد . رود مرغاب با كف زياد و صداى رعدآسا در آنجا سرازير مىشود و تنها آنطرفتر از پنج ده « 2 » چون عمقش زيادتر مىشود و دره در حدود يك يا دو ميل وسعت پيدا مىكند از حدت و شدت آن كاسته ميگردد . آن زمانى كه مرو برپا بوده است ظاهرا درين محل تمدنى وجود داشته كه زندگى را در آنجا ممكن ميساخته است ولى امروز كه تركمنها آن را تصرف كردهاند همهجا خرابى و پريشانى را بدنبال دستجات وحشى خود ميكشانند .
جمشيديها مدعى هستند كه از سلالهء جمشيد پادشاه افسانهاى دورهء پيشدادى ميباشند ولى واضح است كه به اين ادعا بايستى به نظر سوءظن و ترديد نگاه كرد ولى شكى نيست كه از نژاد ايرانى ميباشند زيرا علاوه بر لهجه ، قيافهء مخصوص آنها هم ايرانى بودنشان را بثبوت مىرساند . از ايالات جنوبى ايران گذشته در هيچ جاى ديگر اين خصيصهء نژادى مانند آنچه در نزد اين ايلات ديده مىشود محفوظ نمانده
هامش
( 1 ) - براى من گفته بودند كه اين لفظ بمعنى قلعه است . شايد اين محل سابقا داراى اهميت بوده زيرا خرابههاى متعدد چه در داخل و چه در اطراف حكايت از تمدنى مينمايد كه از بين رفته است .
( 2 ) - پنجده نام محلى مىباشد .