استحقاق تنبيه بدنى پيدا كردهاند بدانجا اعزام كند و بمعرض فروش درآورد . همه ماهه مرتبا چنين هيئتى به بازار بردهفروشان اعزام مىشود و هيچكس هم تعجب نميكند زيرا از قديم چنين مرسوم بوده است .
شهر ميمنه چون در ميان ارتفاعات واقع است از فاصلهء كمتر از ربع فرسخ پيدا نيست . اين شهر بسيار بد ساخته شده و بد هم نگاهدارى مىشود و هزار و پانصد خانهاى كه شهر را تشكيل ميدهد كلبههائى بيش نيست كه از گل رس بنا شده است و بازارش هم كه آجرى است ، بنظرم در شرف انهدام آمد . ازين گذشته سه مسجد و دو مدرسه دارد كه مساجد آن كاهگلى و مدارس از سفال ساخته شده است . به غير از پنجاه خانوار يهودى بقيه ازبكهائى هستند كه با تاجيك و هراتى و هندو و افغانى كمى مخلوط شدهاند . تمامشان داراى حقوق متساوى ميباشند و اختلاف نژاد و مذهب در نزد آنها مفهومى ندارد . ميمنه بعنوان قلعهء نظامى درآمد كه من انتظار آن را نداشتم .
از ديدن ديوار سادهاى كه بدور شهر كشيده شده و خندقهاى دور قلعه كه در منتها اليه غربى واقع است بر من آشكار شد كه چگونه اين شهر توانسته بود در مقابل توپخانهء افغان كه برطبق سنن انگليسى عمل ميكرد ، مقاومت نمايد و با تمام مساعى دوستمحمد خان مقابله كند . باروها كه از گل ساخته شده ، داراى دوازده پا ارتفاع و پنج پا عرض است و خندقها نهچندان وسيع و نه زياد عميق مىباشد . درست است كه خود قلعه روى يك بلندى شيبدار بنا شده ولى در جوار آن قلههاى مرتفعترى وجود دارد كه از بالاى آنها يك اراده توپ به تنهائى ميتواند آن را با خاك يكسان سازد . بنابرين قدرت حقيقى ميمنه را بايد در شجاعت مدافعينش جستجو كردند در عملياتى كه براى محافظت آن انجام شده است . در اولين نگاه انسان درك مىكند كه تمام اهالى جنگجوى اين شهر يكسره سواران ماهر و مصمم ميباشند و در حقيقت به غير از ازبكهاى « شهر سبز » هيچ كس را ياراى برابرى با آنها نيست اين اوضاع و احوال و وسائل جنگى بعلاوه
سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 325
مساهمون: آرمينيوس وامبرى
ص٣٢٥