تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
تمام تركستان طالب بسيار دارد ، بخصوص آن جنس مخصوصى كه « نر » ناميده مىشود و از پشم زياد گردن و سينه و قدرت فوق العاده و ظرافت و قشنگى هيكل شناخته مىشود . اين نوع شتر بسيار ناياب شده است زيرا خود جمعيت محل نيز قسمتى از بين رفته‌اند و قسمتى هم مجبور بمهاجرت شده‌اند . در اينجا ملا اسحق يك همولايتى داشت كه از طبقهء برجستهء « امام » ها بشمار ميآمد و چون همين شخص ما را مهمان كرده بود فرصت بدستم افتاد تا با برجستگان طبقهء روحانيون آشنا بشوم . از هرج‌ومرجى كه راجع بدستورهاى شرع و مذهب در اين شهر حكمفرماست بسيار تعجب كردم . قاضى كلان ( قاضى عالى ) كه در خيوه و بخارا داراى نفوذ زيادى است درينجا صورت يك دلقك را دارد . تقريبا هركس هرچه دلش خواست مىكند و بالاترين جنايات با دادن هدايا جبران مىشود به همين جهت اهالى از بخارا مانند سرمشق عدالت و تقوى و عظمت دنيوى صحبت ميكنند و آرزو دارند امير منت نهاده آنها را به زير فرمان خود خواند . يكنفر ازبك پير به من خاطرنشان كرد كه فرنگى هم ( انگليسى ) كه خدا گناهانش را بيامرزد به مسلمانى و قواعدش ترجيح دارد و گفت يكنفر « حكيم‌باشى » را بخاطر ميآورد كه در زمان سلطنت امير حيدر در خانهء عمويش مرده بود . او جادوگر زبردست و حكيم قابلى بود و ميتوانست مطابق دلخواه صاحب ثروت شود . ولى با اينهمه مزايا بهيچوجه تكبر و افاده نداشت و حتى در مقابل زنها هم با كمال ملاحظه رفتار ميكرد . من از هر طرف راجع بمرگ اين مسافر تحقيقات به عمل آوردم و همه متفق الكلمه بودند كه او از تب مرده است . ولى حقيقت مطلب اين است كه به احتمال قوى مرگ او در نتيجهء مسموميت اتفاق افتاده است « 1 » .
هامش
( 1 ) - موضوع مربوط به « موركرفت » (Mooreroft) است كه با دو نفر از همراهانش موسوم به (Guthrie) و « تربك » (Trebeck) بطور اسرارآميزى در تركستان شش سال قبل از سفر