رقيقترين احساساتى كه طبيعت در نهاد بشر بوديعه گذارده يعنى محبت مادر و فرزند را مورد سوء استفاده قرار داده بود . در خاتمه درين تذكرهء غمانگيز شهداء نميتوانم شرححال يكى از اهالى طبس را كه هشت سال قبل اسير شده بود و دو سال بعد پدرش او را بازخريد كرده بود از قلم بيندازم . در موقع مراجعت به وطن سه فرسخ مانده به مسقط الرأس خود ناگهان مورد حمله قرار گرفته هردو مجددا بچنگ تركمنها افتادند و آنها را ببخارا برده بغلامى واداشتند حال كه براى مرتبهء دوم آزاد شده بودند از ترس اينكه مبادا باز هم موفق بديدار آشيانهء خويش نشوند بر خود ميلرزيدند .
براى چه خواننده را از ذكر اين مظالم بيشمار بيش ازين خسته كنم ؟ اين چند مثل كه زدم فقط زمينهء مختصرى بدست ميدهد تا انسان بحقيقت اين بلاى وحشتناك پىببرد كه چندين قرن است اين ممالكى كه ما داريم الان از آن عبور ميكنيم بخصوص ايالات شمال شرقى ايران را فاقد جمعيت ميسازد .
در حال حاضر تركمنهاى تكه اقلا پانزده هزار سوار راهزن با تجهيزات كامل و مسلح دارند كه شبانهروز در تمام دورهء زندگى كارى جز ترتيب نقشه براى ربودن و غافلگير كردن اشخاص بطريقى كه شرحش گذشت ندارند و از همين ارقام مختصر ميتوان پىبرد باينكه اين غارتگران حريص چه خانههائيرا ويران و چه دهاتى را با خاك يكسان كرده و چه خانوادههائى را از بين بردهاند .
نزديك ظهر از « زيد » خارج شديم . تمام زمينهاى محل عبور ما عبارت از دشت بىآب و علفى است كه فقط در گوشه و كنار آن نوعى از خارخسك يعنى علوفهء مورد علاقهء شترها ميرويد و بس و بسيار اسباب تعجب است كه چگونه اين حيوان تا آنجا كه ما مىبينيم بدون كوچكترين زحمت اين خارهاى پر از تيغ را كه پرپينهترين دستها نميتواند بدون احساس صدمه آن را لمس كند با زبان كنده
سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 310
مساهمون: آرمينيوس وامبرى
ص٣١٠