و به آسانى ميبلعد .
كماكان به سمت جنوب غربى حركت ميكرديم . از دور چندين تركمن از ايل « قارا » را كه در كمين طعمه نشسته بودند ، بما نشان دادند و اگر كوچكترين احتمال موفقيت براى خود سراغ داشتند حتما بما حمله ميكردند . شب هنگام پس از آنكه اردوى ما در جاى خود برقرار شد اين ماجراجوها از نو ظاهر شدند و چنين وانمود كردند كه ميخواهند از دو نقطه با ما تماس بگيرند ولى چند گلوله بجانب آنها رها كرديم و تظاهرات خصمانه بهمينجا خاتمه پذيرفت . قافله مجددا يكساعت بعد از طلوع آفتاب به راه افتاد و ما كه در تمام شب با احتياط هرچه تمامتر حركت ميكرديم فرداى آن روز بخرابههاى « آندخوى » رسيديم .
قافله در انتهاى شهر قديم نزديك « چهار باغ خان » توقف كرد و فورا مسافرينى كه از حرص و طمع اهالى اطلاع داشتند براى برخوردار شدن از حمايت كاروانباشى دور او را گرفتند . شكى نبود كه تصميم داشتند اقلا چند روز ما را نگاهدارند .
قوانين گمركى درينجا طورى تنظيم شده است كه تأخير را اجتنابناپذير مىكند .
از همهچيز گذشته خود خان يا وزيرش شخصا ناظر اجرائيات هستند . معمولا يكى ازين اشخاص عاليرتبه چه در موضوع اشخاصى كه مشمول تعرفه ميشوند ( از قبيل بردگان آزاد شده ) چه راجع بحيوانات باركش و چه در خصوص بستههاى كالا درخواستهاى بسيار سنگينى مىكند . ولى در ضمن راه مذاكره را هم باز ميگذارد و چون كارها با نظر مستقيم او حل مىشود لذا تعيين مبلغ ماليات تا اندازهاى بسته به مهارت كاروانباشى و مدت زمانى است كه اوضاع و احوال و ضروريات مسافرت در اختيار او ميگذارد . چون براى شنيدن اين مذاكرات چندان تمايلى نداشتم لذا با حاجيهاى ديگر به شهر رفتم تا در زير سايهء خنك درختان يك مدرسهء قديمى براى خود پناهگاهى فراهم كنم . در ضمن ميخواستم در بازار دكانى هم ترتيب دهم و از فروش بعضى اشياء
سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 311
مساهمون: آرمينيوس وامبرى
ص٣١١