آن عده از اهالى كه موفق به فرار نشده بودند غالبا بضرب شمشير افغانها از ازپا درآمدند . غضنفر خان پادشاه فعلى از ترس اينكه مبادا به كلى محو شود خود را در آغوش فاتحين انداخت و در نتيجه دشمنان هولانگيزى مانند بخارا و ميمنه براى خود فراهم كرد . در همان موقع كه ما از خاك او عبور ميكرديم ديديم كه اجبارا با سردار بلخ متحد شده است تا برعليهء همسايه خود يعنى پادشاه بىاهميت ميمنه بجنگد ولى برعكس هردو متحد از پادشاه اخير شكست خوردند .
درين ضمن در كارهاى قافله هرجومرج كامل حكمفرما بود . وزير كه از غيبت خان ميخواست سوء استفاده كرده جيب خود را پر كند مالياتهاى سنگينى اضافه بر مأخذ مطالبه ميكرد و به همين جهت ميانهاش با كاروانباشى به هم خورده بود .
كمكم كار از حرف به نزاع منجر شد و چون رويهمرفته اهالى نسبت به ما مساعد بودند افراد كاروان بهر نحوى بود سروصورتى به اوضاع خود داده دل به دريا زدند و براى يك مقاومت جدى خود را آماده ساختند . خوشبختانه خان كه نيات مسالمت آميز داشت ، در همين موقع كه آتش جنگ داشت مشتعل ميشد مراجعت كرد ، و با تخفيف دادن نرخهاى اجحافآميز وزير ، آتش نزاع را فرونشانيد و ما را مرخص نموده و قبل از اجازهء مرخصى سفارش كرد خيلى مراعات احتياط را بكنيم زيرا تركمنها از اوضاع درهم و برهم عمومى استفاده كرده و همهجا در كمين غارت و چپاول نشستهاند ولى ما چندان نگران نشديم زيرا كاروان در مدت توقف خود در چهار ديوار اندخوى دوبرابر سابق اهميت پيدا كرده بود و ما ديگر از حملهء راهزنان باكى نداشتيم .
فورا از اجازهء مرخصى استفاده كرده همان شب در « يكهتوت » كه بيش از يك فرسخ از اندخوى فاصله نداشت اطراق كرديم . اين محل را براى ميعادگاه انتخاب نموديم و همانشب هم مجددا از آنجا حركت كرديم . منزل بعدى در كنار رودى كه از سمت ميمنه ميآمد مقرر شده بود . بستر آن در بعضى نقاط بيش از آنكه
سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 315
مساهمون: آرمينيوس وامبرى
ص٣١٥